تخطي إلى المحتوى الرئيسي

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى ) — صفحة 793

مساهمون:

ص٧٩٣
وَ قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا
و گفتند آنان كه نگرويدند
إِنْ هَذا
نيست اين قرآن كه محمد بما آورده
إِلَّا إِفْكٌ افْتَراهُ
مگر دروغى كه خود بربافته است آن را
وَ أَعانَهُ
و يارى داده‌اند او را
عَلَيْهِ
بر ساختن آن دروغ
قَوْمٌ آخَرُونَ
گروهى ديگر چون جبر و يسار يا عداس يا فكيه رومى يعنى ايشان اخبار سابقه برو مىخوانند و او به عبارت عربى بر ما القا مىكند
فَقَدْ جاؤُ
پس به درستى كه آمده‌اند اين قوم
ظُلْماً وَ زُوراً
بستم و دروغ يعنى يارىدهندگان وى و برين تقدير اين بقيه كلام كفّار باشد و اصح آنست كه اين سخن حضرت خداوند است مىفرمايد كه كفار درين كه مىگويند قرآن دروغ است و بمدد قومى بربافته مىشود آمدند بشرك و ستم و بهتان
وَ قالُوا
و ديگر گفتند كلام وى
أَساطِيرُ الْأَوَّلِينَ
افسانه‌هاى پيشينيان است كه در كتابها نوشته‌اند
اكْتَتَبَها
مىنويساند آن را چه خود نمىتواند نوشت
فَهِيَ
پس آن نوشتها
تُمْلى عَلَيْهِ
املا كرده مىشود برو
بُكْرَةً وَ أَصِيلًا
بامداد و شبانگاه يعنى هر دو طرف روز يا شب و روز آنها را برو مىخوانند تا ياد مىگيرد چه خود نمىتواند خواند و چون حفظ كرد بر ما مىخواند و مىگويد اين وحى است
قُلْ
بگو اى محمد در ردّ سخن ايشان
أَنْزَلَهُ الَّذِي
فرستاده است قرآن را آن كسى كه بىشبه
يَعْلَمُ السِّرَّ
مىداند پوشيده را
فِي السَّماواتِ
در آسمانها
وَ الْأَرْضِ
و زمين بدان دليل كه اين كلام مشتمل است بر اخبار از مغيبات و علم غيب خاصه حق تعالى است و ديگر آنكه همه فصحاى شما از اتيان به مثل آن عاجزاند و چنين كلام جز از نزد ملك علام نشايد
إِنَّهُ
به درستى كه او
كانَ غَفُوراً
هست آمرزنده كه پرده كرم بر جرائم بندگان مىپوشد
رَحِيماً
مهربان كه در عقوبت عاصيان تعجيل نمىكند
وَ قالُوا
و گفتند صناديد قريش چون ابو جهل و عتبه و اميّه و عاص و امثال ايشان
ما لِهذَا الرَّسُولِ
چيست اين پيغمبر را بر سبيل تهكّم گفتند چه بوده است اين كس را كه دعوى رسالت مىكند كه مثل مردم ديگر
يَأْكُلُ الطَّعامَ
مىخورد خوردنى را
وَ يَمْشِي
و مىرود براى طلب معيشت چون ديگران
فِي الْأَسْواقِ
در بازارها اگر دعوى وى درست است بايد كه حال او مخالف حال ديگران باشد ايشان بسبب وقوف در مرتبه محسوسات از حال آن حضرت صلى اللّه عليه و سلّم غافل شده پنداشتند كه تميز رسل از غير ايشان بامور جسمانى باشد و ندانستند كه نبوت منافى بشريت نيست بلكه مقتضى آنست تا تناسب و تجانس كه سبب افاده و استفاده است بحصول پيوند و - بيت
جنس بايد تا درآميزد بجنس * انس كى گيرند با جن انس
القصه مشركان گفتند بايستى كه او ملك بودى اگر ملك نيست
لَوْ لا أُنْزِلَ
چرا فرونه‌فرستادند
إِلَيْهِ مَلَكٌ
بسوى او فرشته
فَيَكُونَ مَعَهُ
بس بودى با او
نَذِيراً
بيم‌كننده و يارىدهنده در انذار .