تخطي إلى المحتوى الرئيسي

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى ) — صفحة 1374

مساهمون:

ص١٣٧٤

سورة القارعة

مكّيّة و هى احدى عشرة آية
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ - الْقارِعَةُ
روز كوبنده
مَا الْقارِعَةُ
چيست كوبنده
وَ ما أَدْراكَ مَا الْقارِعَةُ
و چه چيز ترا دانا كرد تا بدانى كه چيست كوبنده مراد روز قيامت است كه بكوبد جهان را بهول و هيبت
يَوْمَ يَكُونُ النَّاسُ
روز كه باشند مردمان از شدّت رستخيز
كَالْفَراشِ الْمَبْثُوثِ
مانند پروانه پراگنده يا چون غوغاى ملخ كه بهم برمىآيند و پايمال و پريشان حال مىشوند
وَ تَكُونُ الْجِبالُ
و گردد كوهها از هول اين روز
كَالْعِهْنِ الْمَنْفُوشِ
مانند پشم رنگين زده شد به كمان ندّافى يعنى كوهها از هول آن روز در تفرق اجزا و تطاير آن در هوا به مثابه پشم رنگين شده باشند چه رنگ مر پشم را سست كند و در زدن زود متفرق و منتشر گردد
فَأَمَّا مَنْ ثَقُلَتْ مَوازِينُهُ
پس اما در ان روز هرك را گران باشد ترازوهاى عمل او يعنى مقادير انواع حسنات راجح بود
فَهُوَ فِي عِيشَةٍ راضِيَةٍ
پس او در زندگانى باشد پسنديده
وَ أَمَّا مَنْ خَفَّتْ مَوازِينُهُ
و اما آنان كه سبك بود ترازوهاى كردار او حسنه ندارد يا راجح آيد سيئات او بر حسنات
فَأُمُّهُ هاوِيَةٌ
پس جاى او هاويه است و آن دركه باشد زيرترين همه دركها
وَ ما أَدْراكَ ما هِيَهْ
و چه چيز دانا كرد ترا كه چيست هاويه
نارٌ حامِيَةٌ
آتشى به‌غايت رسيده در سوزش

سورة التّكاثر

مكّيّة و هى ثمان آيات
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
آورده‌اند كه بنى عبد مناف و بنى سهم بر يكديگر تفاخر كردند به كثرت مردم قبيله چون هر يك شمار قبيله خويش كردند مردم بنى عبد مناف بيشتر آمدند بنى سهم گفتند بسيار مردم ما در جاهليت كشته شده‌اند مرده و زنده را شمار مىكنم چون بدين نوع شمردند قوم بنى سهم بيشتر آمدند بسه خانواده حق سبحانه اين سوره فرستاد
أَلْهاكُمُ التَّكاثُرُ
مشغول كرد شما را فخر كردن به بسيارى قوم
حَتَّى زُرْتُمُ الْمَقابِرَ
تا حدى كه آمديد به گورستانها و مردگان را شمار كرديد و گفته‌اند معنى آيت آنست كه مشغول شديد بتكاثر اموال و اولاد و مستغرق بامور معيشتى گشتيد تا آنگاه كه بمرديد و آمديد بمقابر
كَلَّا
نه چنين بايد كه همّت عاقل مصروف دنيا شود و از آخرت فراموش كند كه اجل ناگاه بوى فرود آيد و ندامت سود ندارد قطعه
روز كه اجل كند شبيخون * البته ببايد از جهان رفت گر دل نبود اسير دنيا * آسان راه آن جهان توان رفت
سَوْفَ تَعْلَمُونَ
زود باشد كه بدانيد عاقبت تفاخر و تكاثر يعنى بوقت مرگ .