سورة العاديات
مكّيّة و قيل مدنيّة و هى احدى عشرة آية
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
- حضرت رسالتپناه صلى اللّه عليه و سلّم منذر بن عمرو انصارى رض را با خيلى از اصحاب رض بقبيله بنى ؟ ؟ ؟ فرستاد و فرمود كه فلان روز بوقت صبح بايد كه بر ايشان رسيد و غارت كنيد و فلان روز بازآئيد ايشان چنان كردند و در بازآمدن بسبب عبور بر آبى بزرگ توقفى افتاد و منافقان زبان دراز كرده با يكديگر مىگفتند كه تمام آن سريّه در باديه بليّه هلاك شدهاند و كسى كه خبر ايشان برساند نمانده اين سخن به مؤمنان رسيده اندوهناك شدند حق سبحانه براى خوشدلى اهل ايمان از حال آن سپاه بفرستادن اين سوره خبر داد كه
وَ الْعادِياتِ ضَبْحاً
سوگند به اسبان دونده كه بوقت دويدن نفس زنند نفس زدنى به آوازى كه صهيل بود
فَالْمُورِياتِ قَدْحاً
پس بيرونآرندگان آتش از سنگ بسمهاى خويش يعنى بسم منعّل و سنگ زير سم آتش زنند آتش زدنى
فَالْمُغِيراتِ صُبْحاً
پس قسم به غارتكنندگان و وقت صبح مراد راكبان ايشانند
فَأَثَرْنَ بِهِ نَقْعاً
پس برانگيختند آن اسپان بوقت سفيده دم غبارى در كنار آن قبيله
فَوَسَطْنَ بِهِ جَمْعاً
پس به ميان درآمدند بدان وقت گروهى را از دشمنان دين
إِنَّ الْإِنْسانَ
به درستى كه انسان مراد ابن ابىّ منافق است با جمع خود اراجيفها در ميان مردم مىافگندند يا مراد مطلق انسان است
لِرَبِّهِ لَكَنُودٌ
مر پروردگار خود را ناسپاس است و گويند آيت در شان ابو حاجبست امام ابو الليث آورده است كه سه نفر از عرب در يك عصر يگانه بودند هر يكى در صفتى اشعث در طمع و ابو حاجب در بخل و حاتم در سخا حق سبحانه قسم ياد مىكند كه ابو حاجب بخيل است و اندك خير و گفتهاند كنود آن باشد كه محنت برشمارد و از نعمت ياد نيارد و در حديث ابو امامه رضى اللّه عنه هست كه كنود آن است كه تنها خورد و عطا نكند و بنده را بزند
وَ إِنَّهُ عَلى ذلِكَ لَشَهِيدٌ
و به درستى كه خداى بر بخل و كفران او هر آئينه گواه است يا انسان بر كنود خود گواه است به جهت ظهور اثر آن ازو
وَ إِنَّهُ لِحُبِّ الْخَيْرِ لَشَدِيدٌ
و به درستى كه انسان براى دوستى مال هر آئينه سخت است يعنى بخل وى بهغايت رسيده شيخ الاسلام قدس سره فرمود كه اگر مال را دوست مىدارى بده تا باز به تو دهند و براى وارث منه كه داغ حسرت بر دل تو نهند نظم
مال همان به كه بياران دهى * گر ندهى به كه به خاكش نهى
زر ز پى منفعت است اى حكيم * بهر نهادن چه سفال و چه سيم
زر از بهر خوردن بود اى پسر * براى نهادن چه سنگ و چه زر
أَ فَلا يَعْلَمُ إِذا بُعْثِرَ
آيا نمىداند انسان كه چون ظاهر گردد و بيرون آورده شود
ما فِي الْقُبُورِ
آنچه در گورهاست يعنى اموات
وَ حُصِّلَ ما فِي الصُّدُورِ
و حاضر كرده شود در سينها يعنى به ميان آرند و خير و شر آن را متميّز سازند جواب اذا اينست كه خداى تعالى پاداش خواهد داد
إِنَّ رَبَّهُمْ بِهِمْ
به درستى كه آفريدگار ايشان باقوال و افعال ايشان
يَوْمَئِذٍ لَخَبِيرٌ
آن روز رستخيز هر آئينه دانا است و بر جزا دادن توانا است .