سورة الزّلزال
مدنيّة و قيل مكّيّة و هى ثمان آيات
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ - إِذا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزالَها
چون جنبانيده شود زمين جنبانيدنى وى كه مقرر است نزديك نفحه اولى يا ثانيه و بدان در هم شكسته شود
وَ أَخْرَجَتِ الْأَرْضُ أَثْقالَها
و بيرون آرد زمين بارهاى گران خود را كه اجساد اموات و دفاين و كنوز است يعنى براندازد از درون خود و بيرون افگند
وَ قالَ الْإِنْسانُ ما لَها
و گويد انسان يعنى كافر و گفتهاند عام است يعنى همه آدميان بعد از مشاهده اين حال گويند چيست زمين را كه پوشيدههاى خود را آشكارا مىكند
يَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبارَها
آن روز سخن گويد زمين به زبان حال و اصح آنست كه خداى تعالى وى را به سخن آرد تا بگويد خبرهاى خود را از جنبيدن و بيرون آوردن مدفونات يا از عملهايى كه بر وى صادر شده
بِأَنَّ رَبَّكَ أَوْحى لَها
بسبب آنكه پروردگار تو امر كند مر او را و دستورى دهد كه خبر ده از عملهاى مردمان كه بر تو واقع بوده
يَوْمَئِذٍ يَصْدُرُ النَّاسُ أَشْتاتاً
آن روز بازگردند و بيرون آيند مردمان از موقف حساب پراگندگان يعنى گروه گروه بعضى بدست راست و جمعى بدست چپ
لِيُرَوْا أَعْمالَهُمْ
تا نموده شوند جزاى كردارهاى خود را در اسباب نزول آورده كه دو تن بودند يكى سائل را به كسوت و لقمه نمىنواخت و مىگفت اين اندك است چيزى بسيار خير بايد كرد تا بران مزد دهند و ديگر گناه خود را خوار مىداشت و مىگفت ما را به نظر و خطره مؤاخذه نخواهد بود بلكه بكبائر عذاب خواهند كرد حق سبحانه و تعالى در شان اين دو كس فرستاد كه
فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ
پس هر كه عمل كند بهم سنگ مورچه خرد نيكى ببيند پاداش آن را
وَ مَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ
و هر كه بكند به وزن نمله صغيره بدى بيابد مكافات آن را ابن عباس رضى اللّه عنه فرموده كه هيچ مؤمنى و كافرى نباشد كه بكند در دنيا خيرى يا شرى مگر كه خدا بنمايد عمل وى را بوى در قيامت اما سيئات مؤمن را بيامرزد و حسنات او را مزد دهد و حسنات كافر را رد كند و بسيئات معذب سازد و ابن مسعود فرمود رضى اللّه عنه كه محكمترين آيتى در قرآن اينست و پيغمبر صلى اللّه عليه و سلّم آن را جامعه فاذه گفتى و در عين المعانى آورده كه صعصعه بن ناجيه رض كه جد فرزدق بود نزد حضرت رسالتپناه صلى اللّه عليه و سلّم آمد و گفت آنچه بر تو فرود آيد بر من بخوان آن حضرت ص اين آيت بر وى بخواند گفت حسبى حسبى همين بسنده است چون كسى دانست كه در ان عرصه كبرى از ذرّه و حبّه و نقير و قطمير بخواهند پرسيد و هيچگونه فروگذاشتى نخواهد بود هر آئينه امروز به حساب خود خواهد پرداخت و نكته حاسبوا قبل ان تحاسبوا نصب العين خاطر خود خواهد ساخت قطعه
حساب كار خود امروز كن كه فرصت هست * ز خير و شر بنگر تا چهاست
حاصل تو اگر بنقد نكوئى تو نگرى خوش باش * ورت به غير بدى نيست واى بر دل تو .