تخطي إلى المحتوى الرئيسي

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى ) — صفحة 1368

مساهمون:

ص١٣٦٨
اقْرَأْ وَ رَبُّكَ الْأَكْرَمُ
بخوان تكرار از براى مبالغه است و پروردگار تو بزرگتر است از همه بزرگان و كرم او زياده از كرم همه كريمان
الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ
آن خداى كه بياموزانيد نوشتن بقلم تا علم را به خط قيد كنند و دوران را به نامه آگاهى دهند و در تبيان آورده كه حق سبحانه آدم را تعليم كتابت داد و اشهر آن است اوّل كسى كه خط نوشت ادريس عليه السلام بوده
عَلَّمَ الْإِنْسانَ ما لَمْ يَعْلَمْ
بياموخت خدا آدمى را آنچه نمىدانست يا محمد ص را تعليم داد از احكام شريعت آنچه بدان دانا نبود
كَلَّا إِنَّ الْإِنْسانَ لَيَطْغى
حقا كه به درستى آدمى يعنى ابو جهل هر آئينه از حد مىرود و گردن‌كشى مىكند
أَنْ رَآهُ اسْتَغْنى
به‌آنكه مىبيند خود را كه بىنياز شده است يعنى توانگر و چرا كسى بسبب مال طاغى شود و عبادت حق فروگذارد
إِنَّ إِلى رَبِّكَ الرُّجْعى
به درستى كه بسوى آفريدگار تست بازگشت همه در آخرت و آنجا اعمال به كار آيد نه اموال بيت
توانگرى نه بمال است نزد اهل كمال * كه مال تا لب گور است بعد از ان اعمال
آورده‌اند كه ابو جهل گفت كه اگر ببينم محمد ص را در سجده هر آئينه پس بزنم گردن او را بقدم خود روزى آن حضرت ص نماز مىگذارد او را خبر كردند بشتاب جانب آن حضرت صلى اللّه عليه و سلّم روان شد و به دو نارسيده بازگشت رنگ از روى رفته و لرزه بر اعضاى او افتاده گفتند ترا چه رسيد گفت ميان خود و محمد ص خندقى ديدم از آتش و اژدهاى دهن باز كرده مرغان پر در پر بافته اين خبر به حضرت ص رسيد فرمود كه اگر نزد من آمدى ملايكه ازو عضو عضو او را بربودندى و اين آيت آمد
أَ رَأَيْتَ الَّذِي يَنْهى
آيا مىبينى تو آن را كه باز مىدارد
عَبْداً إِذا صَلَّى
بنده كامل را كه محمد است صلى اللّه عليه و سلّم به‌وقتى كه نماز مىگزارد
أَ رَأَيْتَ إِنْ كانَ عَلَى الْهُدى
آيا مىبينى تو اگر باشد بنده منهى از نماز به راه راست
أَوْ أَمَرَ بِالتَّقْوى
يا مىفرمايد خلق را به پرهيزكارى او را باز توان داشت از انحال
أَ رَأَيْتَ إِنْ كَذَّبَ وَ تَوَلَّى
تكرار جهت تاكيد است آيا مىبينى كه اگر تكذيب كند ابو جهل ترا با سخن حق را مطلقا و روى بگردانند از ايمان و برگردد از طريق فرمانبردارى كه مستحق چه نوع باشد از عذاب
أَ لَمْ يَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ يَرى
آيا ندانسته است ابو جهل يعنى دانا نيست به‌آنكه از روى تحقيق خدا مىبيند قصد او را مر حبيب خداى را بزرگان گفته‌اند كه در كلمه ان اللّه يرى هم وعيد مندرج است و هم وعده يعنى اى زاهد پرستش نمائى كه ترا مىبيند و اى فاسق توبه كن كه ترا مىبيند اى مراى اخلاص ورز كه ترا مىبيند واى زاهد در خلوت مكن قصد گناهى كه كه ترا مىبيند درويشى بعد از گناهى توبه كرده بود و پيوسته مىگريست گفتند چه مىگيرى كه خدا عفوّ است گفت آرى هر چند عفو كند اما خجلت آن را كه او مىداند و مىبيند چگونه از خود دفع كنم فرد
گيرم كه تو از سر گنهم درگذرى * زان شرم كه ديدى كه چه كردم چكنم
شعر
سر خجالت درويش از ان بود در پيش * كه گر گناه ببخشند شرمسارى هست
آورده‌اند كه نوبت ديگر حضرت رسالت‌پناه صلى اللّه عليه و سلم نماز مىگزارد ابو جهل لعين برسيد و گفت اى محمد ص نه ترا نهى كرده‌ام از نماز و آن حضرت ص او را تهديد بسيار كرد و وعيدها فرمود ابو جهل گفت مرا مىترسانى حال آنكه مجلس من از همه اهل وادى بزرگتر است و اهل مجلس من بيشتراند آيت نازل شد .