تخطي إلى المحتوى الرئيسي

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى ) — صفحة 1367

مساهمون:

ص١٣٦٧
لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ
به درستى كه آفريديم آدمى را در نيكوكار نگاشتنى يعنى مخصوص گردانيديم از ميان حيوانات بانتساب قامت و حسن صورت و اعتدال مزاج و استجماع خواص مكوّنات يا مخلوق ساختيم او را مظهر اتم و اكمل و محل اشمل تا حامل امانت الهى و منبع فيض نامتناهى تواند بود
ثُمَّ رَدَدْناهُ أَسْفَلَ سافِلِينَ
پس بازگردانيديم او را به زيرترين همه فروتران يعنى عالم طبيعت زنده گردانيديم بوى آثار ظهور و اطوار شعور و اشعار را و چون دقايق اين آيت در جواهر التفسير به بسطى دلپذير سمت تحرير يافته اطلاع بر آن حواله مطالعه آنست گفته‌اند معنى آيت آنست كه آفريديم انسان را در نيكوترين صورتى و او را باز برديم بسن خرافت كه ارذل عمر است و اسفل السافلين اشارت بر ان است و در ان سن هيچ كار نتوان كرد و كسى را در ان سن هيچ مزدى نباشد
إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا
مگر آنان كه گرويده‌اند ديده‌اند
وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ
و كرده‌اند عملهاى ستوده بايسته
فَلَهُمْ أَجْرٌ غَيْرُ مَمْنُونٍ
پس مر ايشان را است مزدى نابريده و كم‌ناشده يعنى همچنان‌كه در جوانى و صحت تن مزد عبادت ايشان مىنوشتند در پيرى و ضعف نيز به‌آنكه عمل نمىكنند به همان دستور مزد ايشان ثابت است
فَما يُكَذِّبُكَ بَعْدُ بِالدِّينِ
پس چه چيز ترا بر تكذيب مىدارد اى منكر بعث پس از ظهور دلائل تا مقر نمىشوى بروز جزا و حساب
أَ لَيْسَ اللَّهُ بِأَحْكَمِ الْحاكِمِينَ
آيا نيست خدا حكم‌كننده‌ترين حاكمان يعنى هست در خبر آمده كه هر كه بگويد أ ليس اللّه بأحكم الحاكمين بايد كه بگويد بلى دانا على ذلك من الشاهدين

سورة العلق

مكّيّة و هى تسع عشرة آية
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
- جمهور علما برآنند كه اوّل چيزى كه از قرآن نازل شد پنج آيت است از اوّل اين سوره و بيان اين حال بر سبيل اجمال آنكه آن حضرت صلى اللّه عليه و سلّم در غار حرا تكيه داشت يا بر بالاى كوه ايستاده بود ناگاه جبرئيل عليه السلام بر وى ظاهر شد و گفت اى محمد ص مرا به تو فرستاده‌اند و تو رسول خدائى بدين امت آنگاه گفت بخوان فرمود ما انا بقارى جبرئيل ع وى را بگرفت و بيفشرد چنان كه بىطاقت شد پس بگذاشت و گفت بخوان همان جواب داد كه ما انا بقارى ديگرباره بگرفت بيفشرد و بگذاشت پس گفت اقراء باسم ربك الذى خلق و قولى آن است كه جبرئيل ع از زير پر خود نامه از حرير بهشت كه بدر و ياقوت منسوخ بود بيرون آورده نزد آن سرور ص انداخت و گفت بخوان فرمود كه من خواننده نيستم و درين نامه چيزى نوشته نمىبينم جبرئيل ع او را به خود ضم كرد و بيفشرد چنان كه نزديك بود كه بىهوش گردد تا سه نوبت اين صورت واقع شد آنگه وى را بگذاشت و اين آيات قرآن بخواند
اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ
بخوان قرآن را در وقتى كه افتتاح‌كننده باشى بنام پروردگار خود آن خداى كه بيافريد همه چيزى را يا خلق كرد آدم ع را از خاك
خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ عَلَقٍ
بيافريد آدميان را از خونهاى بسته .
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى ) — صفحة 1367 | كتاب الله تبارك وتعالى / سيد محمد رضا جلالى نائين / شاه ولى الله محدث دهلوى / ملا حسين واعظ الكاشفى