وَ سَيُجَنَّبُهَا الْأَتْقَى
و زود باشد كه دور كرده شود از ان آتش پرهيزگارتر يعنى ابو بكر صديق رضى اللّه عنه
الَّذِي يُؤْتِي مالَهُ
آنكه مىدهد مال خود را
يَتَزَكَّى
مىجويد بدان پاكى و نيكنامى كافران گفتند كه بلال حقى داشت در ذمه ابو بكر رض كه او را بخريد و آزاد كرد حق سبحانه تعالى ردّ سخن ايشان را فرمود
وَ ما لِأَحَدٍ
و نبود هيچكس را
عِنْدَهُ
نزد ابو بكر رض
مِنْ نِعْمَةٍ تُجْزى
از نعمتى و منتى كه مكافات كرده شود
إِلَّا ابْتِغاءَ وَجْهِ رَبِّهِ الْأَعْلى
ليكن اين كار كرد براى طلب رضاى پروردگار او كه برتر و بزرگترست
وَ لَسَوْفَ يَرْضى
و زود باشد كه خوشنود گردد و برسد به ثوابى كه موعود اوست
سورة الضّحى
مكّيّة و هى احدى عشرة آية
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
آوردهاند كه چند روز جبرئيل عليه السلام به حضرت رسالتپناه صلى اللّه عليه و سلّم نيامد و نزول وحى واقع نشد كافران زبان طعن بگشادند كه خداى محمد ص او را فروگذاشت و دشمن گرفت حق سبحانه رد سخن ايشان را فرستاده
وَ الضُّحى
سوگند به چاشتگاه كه آفتاب در ان وقت ارتفاع يافته و نور وى متزايد گشته و گفتهاند ضحى وقتى بود كه خداى در ان وقت با موسى على نبينا و عليه السلام سخن گفت و سحره فرعون در ان وقت خداى را سجده كردند و بقولى مراد رب الضحى است يا صلاة ضحى
وَ اللَّيْلِ إِذا سَجى
و سوگند به شب آنگاه كه تاريك شود و اشياء را به ظلمت بپوشد امام قشيرى فرمود كه قسم به شب معراج است صاحب كشف الاسرار قدس سره گفته كه مراد از روز و شب كشف و حجاب است كه نشانه نسيم لطف و سموم قهر بود و علامت انوار جمال و آثار جلال يا اشارت است به روشنى روى محمد صلى اللّه عليه و سلّم و كنايت است از سياهى موى وى بيت
و الضحى رمزى ز روى هم چو ماه مصطفى است * معنى و اللّيل گيسوئى سياه مصطفى است
حق سبحانه بدينها كه مذكور شد قسم ياد مىكند كه
ما وَدَّعَكَ رَبُّكَ وَ ما قَلى
فرونگذاشته است ترا پروردگار تو و دشمن نگرفته ابن عباس رضى اللّه عنه فرمود كه حضرت رسول صلى اللّه عليه و سلّم را بشارت داد كه به فتحى كه امت او را در دنيا خواهد بود و اكثر بلاد به حوزه تسخير ايشان خواهد آمد آن حضرت صلى اللّه عليه و سلم بدان مژده مسرور گشت آيت آمد كه
وَ لَلْآخِرَةُ
و سراى ديگر يعنى كرامتى كه حق سبحانه در سراى عقبى به تو ارزانى خواهد داشت و آن هزار قصر است در بهشت از مرواريد تر و خاك آن از مشك از فرو در هر كوشكى از خدم و حور و نعم و امتعه آنچه لائق آن بود
خَيْرٌ لَكَ مِنَ الْأُولى
بهتر است مر ترا از كرامت نخستين كه فتح بلاد است يا نهايت امر تو بهترست از بدايت چه ساعت به ساعت بر درجه رفعت متصاعد و بر ذروه كمال مترقى است
وَ لَسَوْفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَ
و زود باشد كه عطا دهد آفريدگار تو يعنى مرتبه شفاعت درباره گنهكاران امت
فَتَرْضى
پس تو خوشنود شوى يعنى چه زان عطا ارزانى دارد كه گوئى بسست و من راضى شدم امام محمد باقر رض مىفرمايد كه اى اهل عراق شما مىگوئيد كه اميدوارترين آيت قرآن اينست كه لا تقنطوا من رحمة اللّه و ما اهل بيت برانيم كه اميد به آيت و لسوف يعطيك ربك فترضى بيشتر است چه حضرت رسالتپناه صلى اللّه عليه و سلّم راضى نشود كه يكى از امت وى در دوزخ باشد نظم
نماند به دوزخ كسى در گرو * كه دارد چنين سيد پيش رو
عطاى شفاعت چنانش دهند * كه امت تمامى ز دوزخ رهند
- در معالم از ابن عباس رضى اللّه عنهما نقل كرده كه حضرت رسالتپناه صلى اللّه عليه و سلّم فرموده كه بپرسيدم پروردگار خود را به پرسيدنى و دوست مىدارم آن را كه نپرسيد مىگفتم الهى سليمان را ملك عظيم دادى و فلان فلان را اين و آن عطا دادى حق سبحانه گفت اى محمد ص .