وَ قَدْ خابَ مَنْ دَسَّاها
و به درستى كه بىبهره ماند هر كه گم كرد نفس خود را بفسق و جهالت يا گم ساخت قدر و مرتبه او را به معصيت و ضلالت و ابن عباس رض روايت كرده است كه حضرت رسالتپناه صلى اللّه عليه و سلّم نزديك تلاوت اين آيت فرمودى كه اللّهم آت نفسى تقويها و زكيها انت خير من زكها و انت وليها و مولها و محققان برانند كه تزكيه نفس موجب تصفيه دلست هرگاه كه نفس از شوائب هوا مزكى شود فى الحال دل از لوث تعلق بما سوى مصفا گردد بيت
تا نفس مبرّا از مناهى نشود * دل آئينه نور الهى نشود
كَذَّبَتْ ثَمُودُ بِطَغْواها
تكذيب كردند قبيله ثمود بسبب طغيان خود مر صالح عليه السلام را
إِذِ انْبَعَثَ أَشْقاها
وقتى كه برخاست بدبختترين آن قبيله كه قذار بن سالف بود يا جمعى بعقر ناقه و قصد آن
فَقالَ لَهُمْ رَسُولُ اللَّهِ
پس گفت مر ايشان را فرستاده خداى يعنى صالح على نبينا و عليه السلام
ناقَةَ اللَّهِ وَ سُقْياها
دست بداريد ناقه خداى را و گرد مگرديد مشرب او را يعنى آبى كه مىآشامد در نوبت خود تا عذاب بشما فرود نيايد
فَكَذَّبُوهُ فَعَقَرُوها
پس تكذيب كردند صالح عليه السلام را در نزول عذاب پس پى كردند ناقه را
فَدَمْدَمَ عَلَيْهِمْ رَبُّهُمْ
پس هلاكت بيكبارگى فرستاد بر ايشان پروردگار ايشان
بِذَنْبِهِمْ فَسَوَّاها
بسبب گناه ايشان پس يكسان كرد آن دمدمه را بر همه تا صغار و كبار ايشان بمردند
وَ لا يَخافُ عُقْباها
و نترسد خداى تعالى عاقبت هلاكت را يعنى همه را هلاك كرد و نترسيد از تبعه آن چه كس برو دست نيست * * * * و تبعات را برو راه نى
سورة اللّيل
مكّيّة و هى احدى و عشرون آية
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ - وَ اللَّيْلِ إِذا يَغْشى
سوگند به شب چون بپوشد عالم را به ظلمت خويش
وَ النَّهارِ إِذا تَجَلَّى
و سوگند بروز چون روشن شود و ظلمت شب را زائل گرداند
وَ ما خَلَقَ الذَّكَرَ وَ الْأُنْثى
و سوگند به كسى كه بيافريد نر و ماده را يعنى آدم ع و حوا عليه السلام را يا مذكّر و مؤنث از جميع حيوانات جواب قسم اينست
إِنَّ سَعْيَكُمْ لَشَتَّى
به درستى كه جزا سعى شما در كردارها هر آئينه پراگندهست يعنى مختلف افتاده مناسب عمل بعضى را ثواب و كرامت و جمعى را عقاب و ملامت پس بيان اعمال مختلف و پاداش آن مىكند و مىفرمايد
فَأَمَّا مَنْ أَعْطى
پس اما هر كه بداد مال خود را در راه خداى
وَ اتَّقى
و پرهيز كرد از شرك و كبائر .