تخطي إلى المحتوى الرئيسي

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى ) — صفحة 1360

مساهمون:

ص١٣٦٠
وَ والِدٍ وَ ما وَلَدَ
و سوگند به پدر يعنى بآدم يا ابراهيم عليهما السلام و آنچه زاده امت يعنى ذريت يعنى محمد صلى اللّه عليه و سلّم و گفته‌اند والد محمدست ص و ما ولد امت او حق سبحانه قسم ياد مىكند بحبيب خود و به امّت او جواب قسم اين كه
لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فِي كَبَدٍ
به درستى كه آفريده‌ايم آدمى را در سختى و رنج يعنى آنچه بوقت ولادت و رضاع و فطام و معاش و حيات و مودت به دو مىرسد يا خلق كرده ابو الاشدين را در غايت قوّت و قوّت او چنان بودى كه اديمى زير پاى نهادى و ده تناور او را بكشيدندى اويم پاره پاره شدى و از زير پاى او بيرون نيامدى و دعوى كردى كه كسى را بر من دسترس نيست و پيوسته پيغمبر صلى اللّه عليه و سلّم را جفا كردى حق سبحانه تعالى فرمود كه
أَ يَحْسَبُ أَنْ لَنْ يَقْدِرَ عَلَيْهِ أَحَدٌ
آيا مىپندارد ابو الاشدين آنكه قادر نشود برو كسى كه ازو انتقام پيغمبر من بكشد
يَقُولُ أَهْلَكْتُ مالًا لُبَداً
مىگويد كه ضائع كردم در عداوت پيغمبر ص مال بسيار چه رشوت به مردم دادى تا پيغمبر صلى اللّه عليه و سلّم را بيازارند
أَ يَحْسَبُ أَنْ لَمْ يَرَهُ أَحَدٌ
آيا مىپندارد آنكه نديده است او را يكى در وقت نفقه كردن او تا ازو سؤال كند كه چرا چنين مىكنى يعنى خدا وى را ديده و بر ان نفقه مجازات خواهد فرمود
أَ لَمْ نَجْعَلْ لَهُ عَيْنَيْنِ
آيا نداديم وى را دو چشم كه بدان بيند
وَ لِساناً وَ شَفَتَيْنِ
و زبانى كه بدان سخن مىگويد و دو لب كه دهن او را مىپوشد و بر نطق و اكل و شرب معاونت آدمى نمايد
وَ هَدَيْناهُ النَّجْدَيْنِ
و نموديم وى را راه پستان تا بعد از ولادت در ان چفيده بشير خوردن اشتغال نمود يا او را نموديم راه حق و باطل با نزول كتاب و ارسال رسل
فَلَا اقْتَحَمَ الْعَقَبَةَ
پس نگذشت از عقبه يعنى رنج نكشيد در مخالفت نفس هوا عقبه مثلى است تشبيه كرد مجاهد را با نفس و شيطان به رفتن كسى كه بتعجب و تكليف بر عقبه بالا رود ملخص سخن آنست كه چرا مالى كه در عداوت پيغمبر صلى اللّه عليه و سلّم نفقه كرد در اقتحام عقبه نكرد به‌آنكه صرف كرد در راه حق
وَ ما أَدْراكَ مَا الْعَقَبَةُ
و چه دانى تو كه چيست عقبه يعنى سبب گذشتن بر ان
فَكُّ رَقَبَةٍ
رهانيدن گردنى از بند بندگى يعنى مدد كردن در ثمن مكاتب
أَوْ إِطْعامٌ
يا خورانيدن طعام
فِي يَوْمٍ ذِي مَسْغَبَةٍ
در روز كه با گرسنگى بود يعنى در وقتى كه طعام به دشوارى يابند او بخوراند
يَتِيماً ذا مَقْرَبَةٍ
يتيمى را كه خداوند قرابت باشد يعنى با مطعم خويشى دارد
أَوْ مِسْكِيناً ذا مَتْرَبَةٍ
يا مسكينى را كه خداوند خاك بود يعنى پهلو از فقر بر خاك نهاده باشد و اين كنايت است از احتياج و تنگدستى و درماندگى و اين چنين كس عيالمند است يا وام‌دار يا بيمارى بىخواست يار يا غريبى دور از ديار .
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى ) — صفحة 1360 | كتاب الله تبارك وتعالى / سيد محمد رضا جلالى نائين / شاه ولى الله محدث دهلوى / ملا حسين واعظ الكاشفى