لِسَعْيِها راضِيَةٌ
مر عمل خود را پسندكننده يعنى پسندند كارى را كه كرده باشند و راضى شوند از عمل خود چون ثواب آن را بينند
فِي جَنَّةٍ عالِيَةٍ
در بهشت بلند قدر باشند
لا تَسْمَعُ
نشنوند خداوند وجوه يا تو نشنوى اى مخاطب
فِيها لاغِيَةً
در ان بهشت عالى سخن بيهوده كلام بهشتيان همه ذكر و حكمت باشد
فِيها عَيْنٌ جارِيَةٌ
در ان بهشت چشمه روان بود كه آب آن منقطع نگردد
فِيها سُرُرٌ مَرْفُوعَةٌ
در آن بهشت تختهاى بلند برداشته بود اصل آن از زر مكلل بزبرجد و درو ياقوت در معالم گفته كه مرفوع باشد در هوا چون صاحبش خواهد كه بر وى نشيند بر زمين فرود آيد و چون بر ان قرار گيرد باز مرتفع گشته بموضع خود رود
وَ أَكْوابٌ مَوْضُوعَةٌ
و در ان جنّت كوزها بود بىدسته ولوله نهاده پيش بهشتيان
وَ نَمارِقُ مَصْفُوفَةٌ
و بالشها نهاده بر همديگر
وَ زَرابِيُّ مَبْثُوثَةٌ
و فرشهاى گسترده امام زاهد رح آورده كه چون كفّار لفظ سرر مرفوعه شنيدند يا يكديگر گفتند اين خود نشايد و اگر واقع است پس بلال و خباب و امثال ايشان را كار افتاده بسى وقت بايد تا بر بالاى آن تخت بلند روند و بسى فرصت بايد تا از ان بلندى فرود آيند آيت آمد
أَ فَلا يَنْظُرُونَ إِلَى الْإِبِلِ كَيْفَ خُلِقَتْ
آيا نمىنگرند ايشان بسوى شتر كه بقدرت ما چگونه آفريده شده است يعنى به آن همه بلندى و بزرگى برشته مسخر كودكى مىشود تا برو برآيد و فرود آيد پس چرا از تخت بهشت متعجب مىشوند كه در فرمان بهشتى باشد و گفتهاند كه خلقت شتران دال است بر كمال قدرت و حسن تدبير و علم و حكمت خالق جل جلاله ، چه بزرگ است بار گران برتابد و منقاد است همه را فرمان برد و قانع است از همه گياهها بچرد و متحمل است در تشنگى شكيبائى ورزد بدين جهت است كه بيابانى بىآب قطع كند و هر چه مطلوب است از حيوان مثل نسل و حمل و شير و لحم و ركوب همه ازو حاصل است پير رومى قدس فرموده رباعى
برخوان ا فلا ينظر تا قدرت ما بينى * يكره به شتر بنگر تا صنع خدا بينى
در خارخورى قانع در باركشى راضى * اين وصف اگر جوئى در اهل صفا بينى
در تبيان آورده كه مخاطب عرباند اكثر ايشان اهل باديه باشند و مال ايشان شتر است و هر طرف كه مىنگرند جز آسمان و زمين و كوه نمىبينند لا جرم بعد از ذكر شتر مىفرمايد
وَ إِلَى السَّماءِ كَيْفَ رُفِعَتْ
و آيا نمىنگرند به آسمان كه به حكمت ما چگونه برداشته شده است بىستونى
وَ إِلَى الْجِبالِ كَيْفَ نُصِبَتْ
و آيا نظر نمىكنند به كوهها كه بقدرت ما چگونه نهاده شده است به زمين و مستحكم گشته
وَ إِلَى الْأَرْضِ كَيْفَ سُطِحَتْ
و آيا نمىنگرند به زمين كه چگونه پهن شده است تا جاى آرام خلق باشد
فَذَكِّرْ إِنَّما أَنْتَ مُذَكِّرٌ
پس پندگو ايشان را بعد از نظر در دلائل قدرت جز اين نيست كه تو پنددهنده هر كس را
لَسْتَ عَلَيْهِمْ بِمُصَيْطِرٍ
نيستى تو بر ايشان مسلط تا اكراه كنى بر ايمان و آيت قتال اين آيت را نسخ كرده .