فِرْعَوْنَ وَ ثَمُودَ
فرعون و قوم او و ثمود و قبيله ثمود آرى اين سخنان منزل شد و منكران قبول نكردند
بَلِ الَّذِينَ كَفَرُوا
بلكه آنان كه نگرويدند
فِي تَكْذِيبٍ
در باور ناداشتن آناند
وَ اللَّهُ مِنْ وَرائِهِمْ مُحِيطٌ
و خداى از وراى ايشان عالم است بديشان يعنى قدرت او بر ايشان مشتمل است و ازو فوت نتوانند شد و چنان نيست كه ايشان گمان بردند در حق قرآن كه سحر و شعر و كهانت است
بَلْ هُوَ قُرْآنٌ مَجِيدٌ
بلكه او قرآن شريف و بزرگ است نوشته شد
فِي لَوْحٍ مَحْفُوظٍ
در لوح كه محفوظ است از تغير و تحريف در معالم آورده كه لوح از يك دانه در سفيد است طول او از آسمان تا زمين و عرض او از مشرق تا مغرب و كنارهاى او از ياقوت است و او در كنار فرشته است بر يمين عرش و آن فرشته واقف آن نيست سبحان ذى العرش العظيم
سورة الطّارق
مكّيّة و هى سبع عشرة آية
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
آوردهاند كه شبى حضرت رسالتپناه صلى اللّه عليه و سلّم نشسته بودند با عم خود ابو طالب ناگاه ستاره بدرخشيد و شعله آتش عظيم از وى ظاهر شد ابو طالب بترسيد و گفت اين چه چيز است حضرت پيغمبر صلى اللّه عليه و سلّم فرمود كه اين ستاره است كه ديوان را از آسمان مىراند و نشانهايست از قدرت الهى فى الحال جبرائيل عليه السلام نازل شد بدين سوره
وَ السَّماءِ وَ الطَّارِقِ
سوگند به حق آسمان و كواكب پيدا شونده به شب
وَ ما أَدْراكَ مَا الطَّارِقُ
و چه چيز ترا دانا كرد تا بدانى كه چيست طارق
النَّجْمُ الثَّاقِبُ
ستاره درخشنده فروزان چون شعله آتش جواب قسم چيست
إِنْ كُلُّ نَفْسٍ
نيست هيچ نفسى
لَمَّا عَلَيْها حافِظٌ
الا كه برو رقيب است نگهبان كه قول و عمل او را نگاه مىدارد و احصا مىنمايد
فَلْيَنْظُرِ الْإِنْسانُ
پس بايد كه نظر كند آدمى يعنى كسى كه منكر بعث و حشر است بايد كه در نگرد كه در اصل ايجاد
مِمَّ خُلِقَ
از چه چيز آفريده شده
خُلِقَ مِنْ ماءٍ دافِقٍ
مخلوق گشته از آبى ريخته شده در رحم
يَخْرُجُ
آبى كه بيرون مىآيد
مِنْ بَيْنِ الصُّلْبِ
از ميان پشت مردان
وَ التَّرائِبِ
و استخوانهاى سينه زنان
إِنَّهُ عَلى رَجْعِهِ
به درستى كه خداى به بازگردانيدن آن آب بصلبى كه از ان بيرون مىآيد -
لَقادِرٌ
هر آئينه توانا است يا بر بعث و اعاده ايشان بعد از موت قادرست .