الَّذِي خَلَقَكَ
آن خداى كه بيافريد ترا و تو هيچ نبودى
فَسَوَّاكَ
پس راست كرد اعضا و اجزاى ترا
فَعَدَلَكَ
پس بگردانيد ترا از خلقت غير تو از حيوانات و متميز ساخت به خلقتى كه مفارق خلقت ايشان است
فِي أَيِّ صُورَةٍ ما شاءَ رَكَّبَكَ
در هر صورتى كه خواست تركيب كرد ترا و در هم پيوست
كَلَّا
نيست چنانچه گمان مىبريد كه قيامت نباشد
بَلْ تُكَذِّبُونَ
بلكه شما تكذيب مىكنيد
بِالدِّينِ
روز جزا را از روى عناد
وَ إِنَّ عَلَيْكُمْ
و به درستى كه بر شما يعنى بر كردار و گفتار شما
لَحافِظِينَ
هر آئينه نگاهبانانند از ملائكه
كِراماً كاتِبِينَ
بزرگان نزد خدا نويسندگان روزنامه افعال و اقوال شما را
يَعْلَمُونَ ما تَفْعَلُونَ
مىدانند آنچه مىكنيد از نيك و بد و از روى دانش مىنويسند
إِنَّ الْأَبْرارَ لَفِي نَعِيمٍ
به درستى كه نيكوكاران و فرمانبرداران هر آئينه در بهشتاند
وَ إِنَّ الْفُجَّارَ لَفِي جَحِيمٍ
و به درستى كه دروغگويان و منكران حشر هر آئينه در دوزخاند
يَصْلَوْنَها يَوْمَ الدِّينِ
درآيند به دوزخ روز حساب يعنى روز قيامت
وَ ما هُمْ عَنْها بِغائِبِينَ
و نيستند فجار از دوزخ گمشدگان يعنى جاويد باشند و بيرون نيايند
وَ ما أَدْراكَ ما يَوْمُ الدِّينِ
و چه چيز دانا كرد ترا يعنى چه دانى تو كه چيست روز حساب و جزا
ثُمَّ ما أَدْراكَ ما يَوْمُ الدِّينِ
پس تو چه دانى كه چيست روز شمار مبالغه جهت تعظيم شان آن روز است يعنى كهنه آن را هر كسى درنيابد
يَوْمَ لا تَمْلِكُ
روز كه مالك نشود
نَفْسٌ
هيچ نفسى
لِنَفْسٍ شَيْئاً
براى هيچ تنى چيزى را از منفعت يعنى هيچكس نتواند كه بقوّت و قدرت خود نفعى يا ضررى به كسى رساند
وَ الْأَمْرُ يَوْمَئِذٍ لِلَّهِ
و حكم و فرمان آن روز مر خداى را است شفاعت دهد آن را خواهد در حق آن كه خواهد به بهشت فرستد آن را كه خواهد و به دوزخ فرستد آن را كه خواهد .