عَلِمَتْ نَفْسٌ ما أَحْضَرَتْ
بداند هر نفسى آنچه حاضر ساخته باشد از اعمال خير و شر تا آدمى ازين دوازده حال كه مذكور شد شش به زمين دنيا و شش به زمين محشر مشاهده نكند نداند كه چه كرده است و آنگاه كه بداند ببيند كه با هر خيرى كرامتى و عطائى است و با هر شرى ملامتى و عتابى است بر نيكى حسرت خورد كه چرا زياده نكردم و بر بدى اندوه خورد كه چرا مباشر آن شدم و آن حسرت و اندوه هيچ فائده ندهد نظم
تو امروز فرصت غنيمت شمار * كه فردا ندامت نيايد به كار
بكوش اى توانا كه فرمان برى * كه در ناتوانى بسى غم خورى
فَلا أُقْسِمُ بِالْخُنَّسِ
پس سوگند مىخورم به ستارگان پنهانشونده در روز
الْجَوارِ الْكُنَّسِ
روندگان در مغارب خويش كه نهانشوندگان در شعاع آفتاب در كشف الاسرار آورده كه مراد خمسه متحيّرهاند يعنى 1 زحل و 2 مشترى و 3 مريخ و 4 زهره و 5 عطارد و خنوس ايشان رجوع است و كنوس ايشان استقامت و گفتهاند خنس گاو كوهيست و كنس آهو -
وَ اللَّيْلِ إِذا عَسْعَسَ
سوگند به شب آنگاه كه پيش آيد و هوا را تاريك گرداند يا باز پس رود و ظلمت زائل شود و اين كلمه از اضداد است
وَ الصُّبْحِ إِذا تَنَفَّسَ
و سوگند به شب آنگاه كه دم زند يعنى طلوع كند و تنفس او مبدأ طلوع اوست جواب قسم چيست
إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ
به درستى كه قرآن هر آئينه خواندن فرستاده اوست
كَرِيمٍ
بزرگوار نزد خداى يعنى جبرئيل عليه السلام در تبيان آورده كه مراد محمد است صلى اللّه عليه و سلّم بقول اوّل
ذِي قُوَّةٍ
صفت جبرئيل ع باشد يعنى او خداوند قوت بود در قلع مؤتفكات و صيحه ثمود
عِنْدَ ذِي الْعَرْشِ مَكِينٍ
نزديك خداوند عرش با جاه و منزلت
مُطاعٍ
فرمان برده شده در ميان ملائكه يعنى هر چه گويد فرمان برند
ثَمَّ أَمِينٍ
در آسمانها با امانت در وحىگزارى و اگر از رسول كريم مراد محمد باشد صلى اللّه عليه و سلّم پس او صاحب قوت بود در طاعت و نزديك خدا خداوند قدر و مكانت است و مطاع يعنى مستجاب الدعوات است و امين بر اسرار غيب
وَ ما صاحِبُكُمْ بِمَجْنُونٍ
و نيست صاحب شما يعنى محمد صلى اللّه عليه و سلّم ديوانه چنانچه شما گمان مىبريد
وَ لَقَدْ رَآهُ بِالْأُفُقِ الْمُبِينِ
و به درستى كه ديد پيغمبر ص جبرئيل را به صورت اصلى او به افق روشن يعنى مطلع آفتاب
وَ ما هُوَ عَلَى الْغَيْبِ بِضَنِينٍ
و نيست پيغمبر بر چيزهائى پوشيده و آنچه وحى به دو رسد بخيل كه شما را تعليم ندهد و از شما بپوشد
وَ ما هُوَ بِقَوْلِ شَيْطانٍ رَجِيمٍ
و نيست قرآن سخن ديو رانده بشهب
فَأَيْنَ تَذْهَبُونَ
پس كجا مىرويد و از سخنى كه بدان راستى و درستى است چرا ازو اعراض مىكنيد
إِنْ هُوَ
نيست قرآن
إِلَّا ذِكْرٌ لِلْعالَمِينَ
مگر پندى مر عالميان را يا نيست محمد ص صلى اللّه عليه و سلّم مگر شرف اهل عالم را .