لِمَنْ شاءَ
بدل است از عالميان يعنى قرآن موعظه است مر كسى را كه خواهد
مِنْكُمْ
از شما
أَنْ يَسْتَقِيمَ
آنكه مستقيم شود در راه خداى و پيروى حق كند در اسباب نزول آورده كه جبرئيل عليه السلام اين آيت آورده ابو جهل بشنيد و گفت چون اين كار ما راست و وابسته به خواهش ما است اگر بخواهيم مستقيم شويم و اگر نخواهيم نشويم آيت آمد كه
وَ ما تَشاؤُنَ
و نخواهيد شما استقامت و هدايت
إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ
مگر آنكه خواهد خداى
رَبُّ الْعالَمِينَ
پروردگار عالميان و مشيّت شما را هيچ اثر نه شيخ ابو بكر واسطى قدس سره فرموده كه ترا در همه و صفها عاجز ساخته است نخواهى مگر به مشيت او و نكنى مگر بقوّت او و فرمان نبرى مگر بفضل او و عاصى نشوى مگر بخذلان او پس توجه دارى و بكدام فعل مىنازى و حال آنكه ترا هيچ نيست شعر
ز سر تا پا همه هيچيم در هيچ * چه باشد سر بسر پيچيم در پيچ
سورة الانفطار
مكيّة و هى تسع عشرة آية
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ - إِذَا السَّماءُ انْفَطَرَتْ
آنگاه كه آسمان شكافته شود
وَ إِذَا الْكَواكِبُ انْتَثَرَتْ
و آنگاه كه كواكب فروريزد در تبيان آورده كه كواكب بر مثال قناديل معلقه از پيش طاق فلك بسلاسل نور آويختهاند و آن سلاسل بدست ملائكه است چو اهل آسمان بميرند سلاسل از دست ايشان بيفتد و كواكب بر زمين ريزند
وَ إِذَا الْبِحارُ فُجِّرَتْ
و آنگاه كه درياها روان كرده شوند يعنى از بعضى راه در بعضى كشاينده و همه يك دريا گردد
وَ إِذَا الْقُبُورُ بُعْثِرَتْ
و آنگاه كه گورها زير و زبر كرده شود يعنى خاكها را بشورانند تا مدفونات وى از اموات و غير آن ظاهر گردد مردگان زنده شوند
عَلِمَتْ نَفْسٌ
بدانند هر نفس
ما قَدَّمَتْ
آنچه از پيش فرستاده از عمل خير يا معاصى
وَ أَخَّرَتْ
و آنچه بازپس گذاشته از ترك عمل يا توبه و گفتهاند داند هر تنى كه چه كرده است با دل عمر و آخر عمر آنكه خطاب رسد به كافران كه
يا أَيُّهَا الْإِنْسانُ ما غَرَّكَ
اى آدمى چه چيز ترا بفريفت تا كافر شدى
بِرَبِّكَ الْكَرِيمِ
به خداوند بزرگ خود گفتهاند فريبنده او دشمنى مسلّط بود به او يعنى شيطان يا جهل او يا متابعت هوا يا محبت دنيا آوردهاند كه نزول آيت در شان ابو الاشدين است كه حضرت رسول اللّه را صلى اللّه عليه و سلّم بيازرد و و عقوبتى به دو نرسيد اينجا او را مىگويد چه چيز ترا غرّه گردانيد تا از عذاب خدا ايمن شدى و او بامهال الهى مغرور شده بود جمعى از علماء برانند كه اين خطاب عام است همه آدميان را معنى آنكه اى آدمى چه چيز ترا مغرور ساخت تا عاصى شدى در خدا و دلير گشتى در نافرمانى شيخ منصور عمار رح فرموده كه اگر خداى از من اين سؤال كند گويم غرّنى كرمك در معالم التنزيل آورده كه اهل اشارت مىگويند ايراد اسم كريم درين محل از همه اسماء گوئيا به جهت تلقين است بنده را تا گويد بنده كه فريفته شدم به كريمى تو نظم
چون تو دادى مژده لا تقنطوا * من چرا ترسم ز عصيان و عتوا
چون تو هر بشكسته را سازى درست * پس خطاها بر اميد عفو تست .