إِنَّ هذا
به درستى كه اين كرامتها
كانَ
هست
لَكُمْ
مر شما را
جَزاءً
مر شما را پاداش كردار شما
وَ كانَ سَعْيُكُمْ
و هست شتافتن شما در خير
مَشْكُوراً
پسنديده و لائق مكافات
إِنَّا نَحْنُ
به درستى كه ما
نَزَّلْنا
فروفرستاديم
عَلَيْكَ الْقُرْآنَ
بر تو قرآن را
تَنْزِيلًا
فروفرستادنى بتدريج سوره بعد از سوره و آيتى پس آيتى بر مقتضاى حكمت
فَاصْبِرْ
پس صبر كن
لِحُكْمِ رَبِّكَ
به حكم پروردگار خود در آنچه فرموده شده از تبليغ رسالت يا براى حكم او به نصرت تو و هلاك معاندان تو
وَ لا تُطِعْ
و فرمان مبر
مِنْهُمْ
از ايشان
آثِماً
گناهكارى را ترا باثم خواند چون عتبه كه گفت از دعوت خود بازايست تا دختر خود را به تو دهم
أَوْ كَفُوراً
يا ناسپاسى را كه ترا بكفر دعوت كند چون وليد مغيره كه گفت بدين آباء رجوع كن تا ترا توانگر سازم
وَ اذْكُرِ اسْمَ رَبِّكَ
و ياد كن پروردگار خود را
بُكْرَةً
بامداد
وَ أَصِيلًا
و شبانگاه يعنى پيوسته بذكر او مشغول باش
وَ مِنَ اللَّيْلِ
و در بعضى از شب
فَاسْجُدْ لَهُ
سجود كن مر او را يعنى نمازگزار بعضى گفتهاند
بُكْرَةً
وقت نماز بامدادست و اصيل متناول باشد وقت ظهر و عصر را و ببعضى از شب مراد مغرب و عشاست پس معنى چنين بود كه بر پنج نماز مداومت نماى
وَ سَبِّحْهُ
و نمازگزار براى خداى
لَيْلًا طَوِيلًا
شب دراز يعنى بتهجد اشتغال نماى
إِنَّ هؤُلاءِ
به درستى كه اين گروه يعنى كفّار
يُحِبُّونَ الْعاجِلَةَ
دوست مىدارند سراى شتابنده يعنى دنيا را
وَ يَذَرُونَ وَراءَهُمْ
و گذاشتهاند يعنى انداختهاند از پس پشت خود
يَوْماً ثَقِيلًا
روز گران را كه قيامت است كه به دو نمىگروند و براى او عمل نمىكنند
نَحْنُ خَلَقْناهُمْ
ما بيافريديم ايشان را از آبى سست كه آن نطفه است
وَ شَدَدْنا
و محكم كرديم
أَسْرَهُمْ
آفرينش ايشان را يعنى مفاصل ايشان را به اعصاب بر هم بستهايم
وَ إِذا شِئْنا
و چون خواهيم
بَدَّلْنا
بدل كنيم ايشان را
أَمْثالَهُمْ
بامثال ايشان در خلقت
تَبْدِيلًا
بدلكردنى يعنى ايشان را بميرانيم و در نشئت ثانيه بمانند همين صورت و هيئات بازآريم يا ايشان را ببريم و بدل كنيم به غير ايشان از بندگان فرمانبردار
إِنَّ هذِهِ
به درستى كه اين سوره
تَذْكِرَةٌ
پندى و موعظه است يا معامله اهل بيت رض در بذل و ايثار پند و عبرت است مؤمنان را تا به مثل آنها عمل كنند و از مثل اين چيزها بهره يابند
فَمَنْ شاءَ اتَّخَذَ
پس هر كه خواهد فرا گيرد
إِلى رَبِّهِ
بقرب آفريدگار خود
سَبِيلًا
راهى بخير و طاعت كه فرا گيرد .