إِنَّا
به درستى كه ما
هَدَيْناهُ السَّبِيلَ
راه نموديم او را راه راست بنصب اوله قدرت و انزال آيات تا باشد
إِمَّا شاكِراً
يا سپاسدارنده يعنى مؤمن سعيد
وَ إِمَّا كَفُوراً
يا ناسپاس يعنى كافر شقى
إِنَّا أَعْتَدْنا
به درستى كه ما آماده كردهايم
لِلْكافِرِينَ
براى ناگرويدگان
سَلاسِلَ
زنجيرها كه بدان ايشان را به دوزخ كشند
وَ أَغْلالًا
و غلها كه بر گردن ايشان نهند
وَ سَعِيراً
و آتشى افروخته كه پيوسته در ان بسوزند
إِنَّ الْأَبْرارَ
به درستى كه نيكوكاران يعنى مؤمنان صادق فرمانبردار
يَشْرَبُونَ
بياشامند در آخرت
مِنْ كَأْسٍ كانَ
از جام خمرى كه باشد
مِزاجُها كافُوراً
آميختگى آن كافور يعنى آن را بكافور بهشت بياميزند تا خنك و شيرين و خوشبوى گردد و گفتهاند آبى است در بهشت خوشبوى و سفيد چون كافور به جهت مشابهت او در لون به كافور آن را بدين نام خوانند و مؤيد اين قول است آن كه بدل از كافور آورده
عَيْناً
كافور چشمهايست
يَشْرَبُ بِها
مىآشامند از ان
عِبادُ اللَّهِ
بندگان خداى
يُفَجِّرُونَها
مىرانند آن چشمه را هرجا كه مىخواهند
تَفْجِيراً
راندنى آسان جمهور مفسران برآنند كه حضرت رسالتپناه صلى اللّه عليه و سلّم به خانه على مرتضى كرم اللّه وجهه آمدند و حسن و حسين رض را رضى اللّه عنهما بيمار ديد على و فاطمه را رضى اللّه عنهما گفت نذرى كنيد تا فرزندان شما صحت يابند ايشان نذر فرمودند كه سه روز روزه گيرند حق سبحانه سبطين را رضى اللّه عنهما شفا بخشيد و ايشان روزه گرفتند و مقدارى جو قرض گرفته يا به مزد كارى شده و آرد كرده نان پختند و نماز شام را خواستند كه افطار نمايند مسكينى بدر خانه آمد و آواز داد يا اهل بيت نبوت مسكينىام از مسلمانان مرا طعام دهيد تا حق سبحانه از موائد بهشت شما را عوض بدهد امير المؤمنين على كرم اللّه وجهه نصيب خود را بدان مسكين دادند و سائر اهل بيت موافقت كردند و به آب خالص روزه گشاده شب گذرانيدند ديگر روز روزه گرفتند و بوقت افطار يتيمى بدر خانه آمد و سؤال كرد و تمام طعام كه بود ايثار فرمودند و شب سوم اسيرى بسر وقت ايشان رسد خوردنيها بوى دادند حق سبحانه اين آيت فرستاد كه
يُوفُونَ
وفا مىنمايند ابرار نيكو
بِالنَّذْرِ
بنذرى كه در طاعت كنند
وَ يَخافُونَ
و مىترسند
يَوْماً كانَ
از روز كه هست
شَرُّهُ
بدى آن روز يعنى محنت و شدت او
مُسْتَطِيراً
فاش و آشكارا و رسيده به همه
وَ يُطْعِمُونَ الطَّعامَ
و مىدهند طعام را
عَلى حُبِّهِ
بر دوستى خدايا بر حب طعام يعنى با وجودى كه محتاجاند بدان طعام و آن را دوست مىدارند ايثار مىنمايند و مىخورانند و خود نمىخورند و طعام فانى را صرف طعام باقى كنند
مِسْكِيناً
درويشى بىمايه را
وَ يَتِيماً
و خردسالى بىپدر را
وَ أَسِيراً
و اسير را كه از كفّار مكّه گرفتهاند و در خبرست كه چون اسيرى را به حضرت رسالتپناه صلى اللّه عليه و سلّم آوردندى او را به بعضى از مسلمانان سپردى تا راى مبارك بر امرى در شان او قرار يابد و گفتى احسن اليه و بعضى از علماء برانند كه مسبحون از اهل كفر كه در حقى او را حبس كرده باشند و مملوك از عبيد و اما و مراءة نيز حكم اسارى دارند يعنى به ايشان احسان بايد نمود و اين مطعمان بلسان مقال يا به زبان حال كه معتقد ايشان است مىگويند .