وَ إِذَا الرُّسُلُ
و آنگاه كه پيغمبران
أُقِّتَتْ
جمع كرده شوند به ميقاتى كه مقرر كرده شده در ان بگواهى دادن بر امتان خود پس گويند
لِأَيِّ يَوْمٍ
براى كدام روز
أُجِّلَتْ
واپس داشته شد اين چيزها يعنى طمس نجوم و شق آسمان و قلع جبال پس جواب گويد كه
لِيَوْمِ الْفَصْلِ
براى روزى جدا كردن كه امروزست و جدا كردن ميان مؤمن و كافر و مطيع و عاصى باشد در مكافات يا روز حكم كردن ميان خلق
وَ ما أَدْراكَ
و چه چيز دانا كرد ترا يعنى تو چه دانى كه
ما يَوْمُ الْفَصْلِ
چيست روز فصل چه كنه آن را نتوان دانست
وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ
واى آن روز
لِلْمُكَذِّبِينَ
مر آنان را كه تكذيب آن روز كنند
أَ لَمْ نُهْلِكِ الْأَوَّلِينَ
آيا هلاك نكرديم پيشينيان را چون قوم نوح عليه السلام و عاد و ثمود
ثُمَّ نُتْبِعُهُمُ
پس از پى درآريم به هلاكت
الْآخِرِينَ
پسينيان را كه مانند ايشانند چون كفّار مكه
كَذلِكَ نَفْعَلُ
مثل اين كار مىكنيم
بِالْمُجْرِمِينَ
به همه گناهكاران
وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ
و مشقتى بسيار در ان روز
لِلْمُكَذِّبِينَ
دروغزنان را است كه صفت دوزخ و شراره آن را باور ندارند
أَ لَمْ نَخْلُقْكُمْ
آيا نيافريديم شما را
مِنْ ماءٍ مَهِينٍ
از آبى خوار بىمقدار يعنى منى
فَجَعَلْناهُ
پس نگاه داشتيم آن آب را
فِي قَرارٍ مَكِينٍ
در قرارگاه استوار كه رحم است
إِلى قَدَرٍ
تا مقدارى
مَعْلُومٍ
دانسته شده كه زمان دلالت است
فَقَدَرْنا
پس توانا بوديم بر آفرينش شما
فَنِعْمَ الْقادِرُونَ
پس نيكو توانائيم ما
وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ
بزرگتر بلاى آن روز
لِلْمُكَذِّبِينَ
مر باورندارندگان اين قدرت راست
أَ لَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ
آيا نگردانيديم ما زمين را
كِفاتاً
پوشنده و جمعكننده
أَحْياءً وَ أَمْواتاً
مر زندگان و مردگان را يعنى احيا را بر روى خود وارد و اموات را بدرون خود دارد
وَ جَعَلْنا
و بيافريديم
فِيها
در زمين
رَواسِيَ
كوههاى استوار پاى بر جا
شامِخاتٍ
بلند و سر افراز
وَ أَسْقَيْناكُمْ
و بياشامانيديم شما را
ماءً فُراتاً
آبى شيرين بسبب آفريدن عيون و منابع آن در زمين .