تخطي إلى المحتوى الرئيسي

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى ) — صفحة 1321

مساهمون:

ص١٣٢١
إِنَّما نُطْعِمُكُمْ
جز اين نيست كه مىخورانيم شما را اين طعامها
لِوَجْهِ اللَّهِ
براى طلب رضا و لقاى خدا
لا نُرِيدُ
نمىخواهيم
مِنْكُمْ جَزاءً
از شما پاداشى و مكافاتى
وَ لا شُكُوراً
و نه سپاسى و نه دفع آزارى چه در احسان منت نهادن و توقع جزا كردن از ثواب بكاهاند قوله تعالى
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِكُمْ بِالْمَنِّ وَ الْأَذى
نظم
هر چه دهى مىده و منت منه * و آنچه به منت دهى آن خود مده منت و مزدى كه در احسان بود * وقت جزا موجب نقصان بود
إِنَّا نَخافُ
به درستى كه ما مىترسيم
مِنْ رَبِّنا
از آفريدگار ما
يَوْماً عَبُوساً
از عذاب روز ترش يعنى روز كه رويهاى ترش گردد از شدت اهوال
قَمْطَرِيراً
روزى سخت و گرم از امام حسن بصرى رح پرسيدند كه قمطرير چيست فرمود كه سبحان اللّه چه سخت است اسم روز قيامت و او سخت‌تر است از اسم خود
فَوَقاهُمُ اللَّهُ
پس نگاه دارد خداى تعالى ايشان را
شَرَّ ذلِكَ الْيَوْمِ
از بدى و رنج و هول آن روز
وَ لَقَّاهُمْ
و پيش آرد ايشان را
نَضْرَةً
تازگى و خوبى رو
وَ سُرُوراً
و شادى و فرح در دل
وَ جَزاهُمْ
و پاداش دهد ايشان را
بِما صَبَرُوا
بسبب آنكه صبر كردند بر طاعت از معصيت يا بر ايثار طعام
جَنَّةً
بوستانى كه از ميوه آن برخورند
وَ حَرِيراً
و جامه ابريشم بهشت كه بپوشند
مُتَّكِئِينَ
در حالتى كه تكيه‌زدگان باشند
فِيها
در بهشت
عَلَى الْأَرائِكِ
بر تختهاى آراسته
لا يَرَوْنَ فِيها
نه‌بينند در بهشت
شَمْساً
آفتاب را
وَ لا زَمْهَرِيراً
و نه سرما را مراد آن است كه هواى بهشت معتدل بود و درو زمستان و تابستان نبود تا از شدّت حر و صولت برد متأذى نگردند
وَ دانِيَةً
و پاداش دهد ايشان را بهشتى ديگر كه نزديك بود
عَلَيْهِمْ
بديشان
ظِلالُها
سايه‌هاى درخت آن
وَ ذُلِّلَتْ
و رام كرده شده باشد
قُطُوفُها
ميوه آن
تَذْلِيلًا
رام‌كردنى يعنى آسان بود چيدن ميوه‌ها و كسى چيننده را منع نكند از چيدن
وَ يُطافُ عَلَيْهِمْ
و گردانيده شود بر ايشان
بِآنِيَةٍ مِنْ فِضَّةٍ
جامهاى خورد از سيم
وَ أَكْوابٍ كانَتْ
و كوزهاى بزرگ كه باشد
قَوارِيرَا
مانند آبگينها
قَوارِيرَا مِنْ فِضَّةٍ
آبگينه‌هاى سيم يعنى اوانى و اكواب از نقره باشد در صفائى آبگينه كه از خارج داخل آن را توان ديد
قَدَّرُوها
اندازه كرده باشند ساقيان آن ظروفها را فراخور سيرابى بهشتيان
تَقْدِيراً
اندازه‌كردنى يعنى هر كس را فراخور حوصله او جامى دهند كه بدان سيراب شود و در ان ظرف زياده و نقصان نبود .