تخطي إلى المحتوى الرئيسي

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى ) — صفحة 1318

مساهمون:

ص١٣١٨
إِلى رَبِّها
به خداوند خود
ناظِرَةٌ
نگرنده باشند از روى عيان بىحجاب ابن عمر رضى اللّه عنه ، گفت كه حضرت پيغمبر صلى اللّه عليه و سلّم فرمود كه فروترين اهل بهشت آن‌كس است كه نظر كند به باغها و نعمتها و زنان و خدمتگاران خود و تا هزارساله راه آنان را ببيند و گرامىترين نزديك خدا آن كسى است كه نظر كند بوجه الهى بامداد و شبانگاه يعنى به مقدار آن پس اين آيت برخواند كه
وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ ناضِرَةٌ إِلى رَبِّها ناظِرَةٌ
آورده‌اند كه اوراد هر يك از اوتادان اين كلمات است اللهم انى أسألك النظر الى وجهك الكريم بيت
هر كس به بهشت آرزوى دارد * عاشق جز آرزوى ديدار ندارد
وَ وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ
و رويها در آن روز
باسِرَةٌ
ترش و تاريك باشند يعنى رويهاى منافقان و مشركان
تَظُنُّ
گمان برى تو اى مخاطب يعنى بدانى يا گمان برد آن نفس يعنى بيقين داند
أَنْ يُفْعَلَ
آنكه رسيده خواهد شد
بِها
به دو
فاقِرَةٌ
بلائى و رنجى كه مهرهاى پشتش بشكند كنايت است از نزول عذاب عظيم برو و بقول اصح آن بلاى حجاب است از رويت رب الارباب مصرع كه از فراق بتر در جهان بلاى نيست
كَلَّا
نه چنان است كه دل بر دنيا توان نهاد و از آخرت غافل توان شد
إِذا بَلَغَتِ
چون برسد روح
التَّراقِيَ
به استخوانهاى سينه و گردن
وَ قِيلَ
و گفته شود يعنى كسان محتضر يا ملائكه گويند
مَنْ راقٍ
كيست افسون‌كننده و شفادهنده
وَ ظَنَّ أَنَّهُ
و يقين كند محتضر
الْفِراقُ
كه آنچه به دو نازل شده بسبب جدائى است از دنيا و ملاذ آن
وَ الْتَفَّتِ السَّاقُ
آخرت و پيچد ساق محتضر
بِالسَّاقِ
بساق او يعنى پاهاى او از هول مرگ در هم پيچد و حركت در ان نماند يا جمع شود شدت موت بشدّت آخرت
إِلى رَبِّكَ
بسوى جزاى پروردگار تو
يَوْمَئِذٍ الْمَساقُ
آن روز بازگشت باشد همه كس را اغلب مفسران برانند كه ابو جهل لعين را شدّت معادات با سيد المرسلين عليه افضل الصلاة و التسليم واقع بود و در شان او نازل شد كه
فَلا صَدَّقَ
پس تصديق نكرد ابو جهل قرآن را يا صدقه نداد از آنچه واجب بمال وى بود
وَ لا صَلَّى
و پيروى ننموده پيغمبر ص را يا نماز نگذارد براى خداى
وَ لكِنْ كَذَّبَ
و ليكن تكذيب كرد نبى را صلى اللّه عليه و سلّم
وَ تَوَلَّى
و برگشت از راه حق
ثُمَّ ذَهَبَ
پس بازگشت
إِلى أَهْلِهِ
بسوى كسان خود
يَتَمَطَّى
مىخراميد روى از افتخار كه من چنين كارى كرده‌ام يعنى تكذيب و تولى
أَوْلى لَكَ
سزاوارست مر ترا اى ابو جهل مرگى سخت
فَأَوْلى
پس سزاوارست ترا عذاب اليم در قبر
ثُمَّ أَوْلى لَكَ
پس نيك سزاوارست مر ترا اهوال قيامت
فَأَوْلى
پس به‌غايت سزاست ترا خلود در دوزخ آورده‌اند كه بعد از نزول اين آيت حضرت رسول اللّه صلى اللّه عليه و سلّم ابو جهل را در بطحاء ديد و جامه‌اش را گرفته گفت اولى لك فاولى ثم اولى لك فاولى ابو جهل گفت مرا مىترسانى اى محمد ص و نزد بعضى علما اولى بمعنى ويلست حق سبحانه چهار كرت براى تاكيد ابو جهل را گفت كه واى بر تو .