أَ يَحْسَبُ الْإِنْسانُ
آيا مىپندارد انسان
أَنْ يُتْرَكَ
آنكه فروگذاشته شود
سُدىً
مهمل و معطل و ضائع كه به دنيا مكلّف و بعقبى مبعوث و معذّب نگردد
أَ لَمْ يَكُ نُطْفَةً
آيا نبوده است آدمى قطره آبى
مِنْ مَنِيٍّ يُمْنى
از منى ريخته شده در رحم
ثُمَّ كانَ عَلَقَةً
پس بوده است خون بسته
فَخَلَقَ
پس خداى بيافريد اجزاى و اعضاى او را
فَسَوَّى
پس راست كرد صورت او را و روح درو در دميد
فَجَعَلَ مِنْهُ
پس گردانيد از منى
الزَّوْجَيْنِ
دو صنف
الذَّكَرَ وَ الْأُنْثى
نر و ماده
أَ لَيْسَ ذلِكَ
آيا نيست آنكه چنين آفريند
بِقادِرٍ
توانا
عَلى أَنْ يُحْيِيَ الْمَوْتى
هر آنكه زنده گرداند مردگان را در خبر آمده است كه در آخر قراءة اين سوره بايد گفت بلى انه على كل شىء قدير و بر روايت ديگر سبحانك اللّهم بلى شيخ ما قدس سره مىگفت بلى سبحان ربّى الاعلى
سورة الدّهر
مكّيّة و هى احدى و ثلاثون آية
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ هَلْ أَتى
آيا آمده است استفهام تقريرست يعنى به درستى كه آمده
عَلَى الْإِنْسانِ
بر آدم عليه السلام
حِينٌ
هنگامى
مِنَ الدَّهْرِ
از زمان كه در ان
لَمْ يَكُنْ
نبود
شَيْئاً مَذْكُوراً
چيزى كه ياد كرده شود يعنى چهل سال ميان مكه و طائف افتاده بود قبل از نفخ روح درو و كسى به انسانيت او را ياد نمىكرد چون نطفه و عناصر و نمىدانست كه نام او چيست و فائده و حكمت خلقت او چه خواهد بود و اين معنى معلوم نداشتند كه استاد قدرت آئينه مىسازد كه مظهر اشعه و مفاتيح الغيب باشد در اقصى مراتب ظهور و مرتبه خلافت كبريائى را شايد و عين مقصودات و منتهاى غايات او بود و همه نهايتها بوجود با جود او آشكارا شود نظم
شد ظهور او بكلّى نور نور * گنج مخفى از وى آمد در ظهور
گنج مخفى بود زير خاك گرد * خاك را تابانتر از افلاك كرد
گنج مخفى بد ز پرّى جوش كرد * خاك را سلطان اطلسپوش كرد
إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنْسانَ
به درستى كه ما آفريدهايم آدميان را كه اولاد آدماند
مِنْ نُطْفَةٍ
از آبى اندك كه منى است و چون هر يك از منى مرد و زن مختلف الاجزا است در رقت و قوام و خاصيّت لا جرم نطفه را بهآنكه مفردست بجمع صفت كرد و فرمود
أَمْشاجٍ
آميختها يا مراد الوان است كه منى مرد سفيد و از ان زن زردست و هر دو بعد از اجتماع سبز مىشوند يا امشاج بمعنى اطوارست يعنى نطفه علقه شود پس مضغه گردد تا آخر خلقت و بر هر تقدير انسان را خلق كرديم تا بامر و نهى
نَبْتَلِيهِ
مىآزمائيم او را
فَجَعَلْناهُ
پس گردانيديم او را
سَمِيعاً
شنوا
بَصِيراً
بينا تا متمكن باشد از مشاهده دلائل و استماع آيات .