فِي جَنَّاتٍ
در بوستانهائى يعنى در بهشت بر غرفها باشند ناظر در دوزخ
يَتَساءَلُونَ
مىپرسند
عَنِ الْمُجْرِمِينَ
از احوال مشركان و مىگويند
ما سَلَكَكُمْ
چه چيز آورد شما را
فِي سَقَرَ
در دوزخ
قالُوا
مجرمان گويند در جواب
لَمْ نَكُ
نبوديم ما در دنيا
مِنَ الْمُصَلِّينَ
از نمازگزارندگان يعنى به فرضيت آن اعتقاد نداشتيم
وَ لَمْ نَكُ
و نبوديم كه بمال زكات
نُطْعِمُ الْمِسْكِينَ
طعام دهيم درويشان را
وَ كُنَّا نَخُوضُ
و بوديم كه شروع مىكرديم در شان محمد صلى اللّه عليه و سلّم و به غيبت وى مشغول شديم
مَعَ الْخائِضِينَ
با شروعكنندگان در ان
وَ كُنَّا نُكَذِّبُ
و بوديم كه تكذيب مىكرديم
بِيَوْمِ الدِّينِ
بروز جزا و باور نمىداشتيم
حَتَّى
تا وقتى كه
أَتانَا الْيَقِينُ
آمد بما مرگ و مقدمات او و به همان حال بمرديم
فَما تَنْفَعُهُمْ
پس سود نكند ايشان را
شَفاعَةُ الشَّافِعِينَ
شفاعت همه شافعان بتقديرى كه ايشان را شفاعت كنند و اين خود محال است
فَما لَهُمْ
پس چيست مر ايشان را كه پيوسته
عَنِ التَّذْكِرَةِ مُعْرِضِينَ
از قرآن يا مواعظ آن در حالتى كه اعراضكنندگاناند
كَأَنَّهُمْ
گويا ايشان
حُمُرٌ
خران وحشىاند
مُسْتَنْفِرَةٌ فَرَّتْ
رمندگان كه گريخته باشند
مِنْ قَسْوَرَةٍ
از شير يا از صيّاد يا از ريسمان دام يا از مردم تيرانداز يا از آوازهاى مختلف يعنى چنانچه گورخران ازينها مىگريزند ايشان از استماع قرآن مىگريزند زيرا كه گوش سخن شنوا و دل پندپذير ندارند كما اشار اليه فى المثنوى مثنوى
از كجا اين قوم و پيغام از كجا * از جماد اى جان كجا باشد رجا
فهمهاى كهنه و كوتهنظر * صد خيال بد درآرد در فكر راز
جز با رازدان انباز نيست * راز اندر گوش منكر راز نيست
از كلبى منقول است كه مشركان گفتند يا محمد ! به ما رسيده است كه در بنى اسرائيل هر كه گناهى كردى به شب بامدادان صحيفه يافتى گناه او و كفارت آن در وى نوشته براى ما مثل آن چيزى بيار يا گفتند ما به تو ايمان نياريم تا بنام هر يك از ما كتابى نيارى از آسمان و در وى مكتوب باشد كه اين نامه است از خداى بفلان كس بايد كه متابعت بكند محمد را آيت آمد كه ايشان گريزانند از استماع كلام ما يا نمىگروند بدان
بَلْ يُرِيدُ
بلكه مىخواهد
كُلُّ امْرِئٍ
هر مردى
مِنْهُمْ
از ايشان
أَنْ يُؤْتى
آنكه داده شود
صُحُفاً
نامها
مُنَشَّرَةً
سرگشاده و بىمهر و در ان نوشته كه اى فلان پيروى كن محمد ص را
كَلَّا
ندهند ايشان را اين صحيفهها و اگر بدهند هم نگروند پس اعراض ايشان نه براى امتناع از ايتاى صحيفه است
بَلْ لا يَخافُونَ الْآخِرَةَ
بلكه ايشان نمىترسند از عذاب آخرت
كَلَّا
حقا كه نيست آنكه ايشان در باب قرآن مىگويند كه سحر است يا قول بشر
إِنَّهُ
به درستى كه قرآن
تَذْكِرَةٌ
پندست و ياد كردن .