وَ لا يَرْتابَ الَّذِينَ
و تا شك نيارند آنان كه
أُوتُوا الْكِتابَ
عطا كرده شدهاند به توريت
وَ الْمُؤْمِنُونَ
و گرويدگان از اهل اسلام در ان عدد
وَ لِيَقُولَ الَّذِينَ
و تا بگويند آنان كه
فِي قُلُوبِهِمْ
در دلهاى ايشان
مَرَضٌ
بيمارى شك و نفاق است
وَ الْكافِرُونَ
و بگويند ناگرويدگان كه
ما ذا أَرادَ اللَّهُ
چه چيز خواسته است خداى
بِهذا مَثَلًا
بدين عدد كه غريبست از روى مثال
كَذلِكَ
همچنين
يُضِلُّ اللَّهُ
در ضلالت فرومىگذارد خداى
مَنْ يَشاءُ
هرك را خواهد
وَ يَهْدِي
و راه مىنمايد
مَنْ يَشاءُ
هرك را خواهد آوردهاند كه ابو جهل گفت اى معشر قريش حالا محمد از نوزده يار و مددگار بيش ندارد و حق سبحانه فرمود
وَ ما يَعْلَمُ
و نمىداند
جُنُودَ رَبِّكَ
لشكرهاى پروردگار ترا از ملائكه كه ممد و معاون پيغمبر ص اويند
إِلَّا هُوَ
مگر او كه عالم است به همه معلومات
وَ ما هِيَ
و نيست اين سقر يا عدة خزنه يا اين سوره
إِلَّا ذِكْرى
مگر پندى
لِلْبَشَرِ
براى مردمان
كَلَّا
نه چنين است كه كسى انكار سقر تواند كرد
وَ الْقَمَرِ
و سوگند به ماه كه معرفت اوقات و آجال بوى باز بسته است
وَ اللَّيْلِ
و به حرمت شب
إِذْ أَدْبَرَ
چون بيايد از عقب روز و حفص إذ بىالف خواند ادبر به صيغه ماضى از إدبار يعنى به شب كه چون برود از پس روز
وَ الصُّبْحِ إِذا أَسْفَرَ
و سوگند بصبح چون روشن گرداند عالم را
إِنَّها
به درستى كه دركه سفر
لَإِحْدَى الْكُبَرِ
يكى از دركات بزرگ دوزخ است
نَذِيراً
گردانيدهايم او را چيزى كه بدان بيم كنند آدمى را در لباب آورده كه حضرت پيغمبر صلى اللّه عليه و سلّم را مىفرمايد قم نذيرا برخيز بيمكننده
لِلْبَشَرِ
مر آدميان را تا به تو پند گرفته از گناه بپرهيزند
لِمَنْ شاءَ
بدل است از بشر يعنى تو نذيرى و بقول اوّل دوزخ نذير است مر آنكس را كه خواهد
مِنْكُمْ
از شما
أَنْ يَتَقَدَّمَ
آنكه پيش رود در خير و طاعت
أَوْ يَتَأَخَّرَ
يا بازايستد از شرك و معصيت يعنى همه طوائف را پنددهنده است
كُلُّ نَفْسٍ
هر نفسى
بِما كَسَبَتْ رَهِينَةٌ
بهآنچه كرده است از كردار خود در گرو است يعنى در دوزخ گرفتار است و محبوس بر ان
إِلَّا أَصْحابَ الْيَمِينِ
مگر اصحاب دست راست كه ايشان مرتهن نيستند به گناه خود در آتش چه گناهان ايشان آمرزيده شده است گفتهاند اهل يمين اينجا اطفال مؤمنانند يا ملائكه .