سورة المدّثّر
مكّيّة و هى ستّ و خمسون آية
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
جابر بن عبد اللّه رضى اللّه عنه ، نقل مىكند از حضرت رسول اللّه صلى اللّه عليه و سلّم كه در زمان فترت وحى به راهى مىرفتم ناگاه از آسمان آوازى شنيدم چشم بالا كردم ديدم كه همان ملك كه در غار حرا به من آمده بود بر كرسى نشسته است ميان زمين و آسمان از سطوت هيبت و عظمت هيكل او خوفى بر من طارى شد به خانه بازگشتم و گفتم مرا پوشانيد جامها بر من بپوشانيدند و من در انديشه آن حال بودم كه حضرت ذو الجلال عم نواله وحى فرستاد
يا أَيُّهَا الْمُدَّثِّرُ
اى جامه درپوشيده و گفتهاند مراد دثار نبوتست يعنى اى لباس رسالت در برافكنده
قُمْ
برخيز از خوابگاه خويش يا قيام نماى به اداى مراسم نبوت
فَأَنْذِرْ
پس بيم كن خلق را از عذاب خداى اگر غير او را پرستند
وَ رَبَّكَ فَكَبِّرْ
و پروردگار خود را بتعظيم ياد كن
وَ ثِيابَكَ فَطَهِّرْ
و جامهاى خود را پاك ساز از الواث يا كوتاه كن جامه را بخلاف صناديد عرب تا اول علامتى بود بر ترك عادات ايشان و مرتضى على رضى اللّه عنه ، فرموده كه كوتاه كن جامه را فانه اتقى و انقى و ابقى و گفتهاند پاك كن نفس خود را از آنچه نشايد و نبايد و در نفحات از شيخ ابو الحسن على الشاذلى مغربى قدس سره نقل مىكند كه حضرت رسالتپناه صلى اللّه عليه و سلّم را در خواب ديدم و مرا گفت اى على طهر ثيابك عن الدنس تخط بمدد اللّه فى كلّ نفس يعنى پاكيزه گردان جامهاى خود را از چرك تا بهرهمند گردى بمدد و تأييد خداى در هر نفسى گفتم يا رسول اللّه ثياب من كدام است فرمود كه حق سبحانه و تعالى بر تو پنج خلعت پوشانيده است خلعت محبّت و خلعت معرفت و خلعت توحيد و خلعت ايمان و خلعت اسلام و هر كه خداى را دوست دارد بر وى آسان شود هر چيزى و هر كه خداى را شناسد در نظرى همه چيز خرد نمايد و هر كه خداى را بيگانگى بداند بوى شريك نيارد هيچ چيز را و هر كه به خدا ايمان آرد ايمن گردد از هر چيزى و هر كه باسلام متصف بود در خداى عاصى نشود و اگر عاصى شود اعتذار كند و چون اعتذار كند قبول افتد پس شيخ رح گويد ازينجا دانستم معنى قول خداى را و ثيابك فطهر نظم
در تو پوشيد لطف يزدانى * خلعتى از صفات روحانى
وارش از لوح خشم و شهوت دور * تا به پاكيزگى شوى مشهور
وَ الرُّجْزَ فَاهْجُرْ
و از همه گناهان كناره كن يعنى بر همين تقوى كه هستى باش
وَ لا تَمْنُنْ تَسْتَكْثِرُ
و عطا مده تا بيشتر بستانى يا منت منه بر خداى به عمل خود تا آن را بسيار شمارى يا مردم را ممنون مساز به اداى رسالت تا طلب بسيارى مزد كنى از ايشان
وَ لِرَبِّكَ فَاصْبِرْ
و از براى رضاى پروردگار خود صبر كن يا در جنب موارد قضا براى خدا صابر باش
فَإِذا نُقِرَ
پس چون دميده شود
فِي النَّاقُورِ
در صور يعنى نفخه ثانيه كه اثرش بعث است
فَذلِكَ
پس آن دميدن
يَوْمَئِذٍ
در آن روز
يَوْمٌ عَسِيرٌ
نشانه روز دشوارست .