تخطي إلى المحتوى الرئيسي

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى ) — صفحة 1298

مساهمون:

ص١٢٩٨

سورة نوح

مكّيّة و هى ثمان و عشرون آية
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ إِنَّا أَرْسَلْنا نُوحاً
به درستى كه ما فرستاديم نوح عليه السّلام را
إِلى قَوْمِهِ
بسوى گروه او از آل قابيل
أَنْ أَنْذِرْ
به‌آنكه بيم كن
قَوْمَكَ
گروه خود را و بترسان
مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَهُمْ
پيش از آنكه بيايد بديشان
عَذابٌ أَلِيمٌ
عذابى دردناك كه طوفان است يا عذاب آخرت
قالَ
گفت نوح عليه السلام
يا قَوْمِ
اى گروه من
إِنِّي لَكُمْ نَذِيرٌ
به درستى كه من شما را بيم‌كننده‌ام
مُبِينٌ
آشكارا است بيم كردن من مىرسانم بشما
أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ
آنكه بپرستيد خداى را بيگانگى
وَ اتَّقُوهُ
و بترسيد از عقوبت او يا بپرهيزيد از نافرمانى او
وَ أَطِيعُونِ
و فرمان بريد مرا در هر چه فرمايم و نهى كنم
يَغْفِرْ لَكُمْ
تا بيامرزد خداى مر شما را
مِنْ ذُنُوبِكُمْ
بعضى از گناهان شما كه قبل از اسلام مرتكب آن شده باشيد
وَ يُؤَخِّرْكُمْ
و باز پس دارد شما را از عقوبت و مهلكات يعنى زنده دارد شما را
إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى
تا وقتى نامبرده شده كه مدّت زندگانى است منقضى شود
إِنَّ أَجَلَ اللَّهِ
به درستى كه مدّتى كه خداى تعالى تقدير كرده
إِذا جاءَ
چون بيايد بر وجهى كه مقدر و مقرر فرموده
لا يُؤَخَّرُ
باز پس افگنده نشود و صاحب آن اجل را مهلت نبود رباعى
روز كه اجل درآيد از پيش و پست * شك نيست كه مهلت ندهد يك نفست يارى نرسد در آن دم از هيچ كست * بر باد شود جمله هوا و هوست
لَوْ كُنْتُمْ
اگر هستيد شما كه بفكر و نظر
تَعْلَمُونَ
بدانيد چيزى را پس اين را بدانيد كه در اجل تاخير و اهمال نيست القصه نوح عليه السلام بفرمان الهى نهصد و پنجاه سال قوم خود را دعوت كرد و ايشان سركشى نموده و عناد ورزيده در آزار و ايذاى او فوق الحد كوشيدند و بتقصير از خود راضى نبودند تا وقتى كه نوح به تنگ آمد
قالَ رَبِّ
گفت اى پروردگار من
إِنِّي دَعَوْتُ قَوْمِي
به درستى كه من خواندم قوم خود را به طاعت و عبادت تو
لَيْلًا وَ نَهاراً
شب و روز يعنى پيوسته دعوت كردم
فَلَمْ يَزِدْهُمْ
پس نيفزود ايشان را
دُعائِي
خواندن و دعوت كردن من
إِلَّا فِراراً
مگر گريختن و رميدن از ايمان و طاعت .