تخطي إلى المحتوى الرئيسي

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى ) — صفحة 1294

مساهمون:

ص١٢٩٤
فَاصْبِرْ
پس شكيبائى كن بر تكذيب منكران
صَبْراً جَمِيلًا
شكيبائى كردن نيكو يعنى بىقلق و جزع و شكايت
إِنَّهُمْ
به درستى كه كافران
يَرَوْنَهُ
مىبينند روز قيامت را
بَعِيداً
دور از امكان يعنى مىگويند نيست و نخواهد بود چنانچه در عرف مىگويند كه وقوع فلان كار دور است يعنى محال مىنمايد
وَ نَراهُ
و ما مىدانيم قيامت را
قَرِيباً
نزديك بوقوع
يَوْمَ تَكُونُ السَّماءُ
روز كه گردد آسمان
كَالْمُهْلِ
مانند قلعى گداخته يا مثل دردىّ زيت يعنى فلك بگذارد
وَ تَكُونُ الْجِبالُ
و گردد كوهها
كَالْعِهْنِ
مانند پشم رنگين زده شده يعنى سست شود و ريزه‌ريزه
وَ لا يَسْئَلُ حَمِيمٌ
و پرسيده نشود هيچ خويشى
حَمِيماً
از گناه خويش خود يعنى هر كس را از گناه و كردار او سؤال كنند
يُبَصَّرُونَهُمْ
بينا كرده شوند ايشان به خويشان خود يعنى هر كس خويش خود را شناسد و باحوال او بينا گردد و داند كه هر يك به عمل خود مؤاخذه‌اند
يَوَدُّ الْمُجْرِمُ
دوست دارد و آرزو برد كافر
لَوْ يَفْتَدِي
آنكه فدا دهد
مِنْ عَذابِ يَوْمِئِذٍ
از عذاب آن روز
بِبَنِيهِ
به پسران خود يعنى فدا كند بعوض خود پسران را كه عزيزترين خلقان بودند به نزد وى تا ايشان عذاب كشند و او اخلاص يابد
وَ صاحِبَتِهِ
و فدا دهد زن خود را كه يار و هوادار او بوده
وَ أَخِيهِ
و برادر خود را كه هم پشت و مددگار اوست
وَ فَصِيلَتِهِ الَّتِي تُؤْوِيهِ
و خويشان خود را كه جا نداده‌اند او را در دنيا نزد خود يعنى پناه‌گاه او بوده‌اند
وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ
و دوست دارد كه فدا دهد هر كه در زمين است
جَمِيعاً
همه ايشان را يعنى همه خلايق را خواهد كه فدا دهد
ثُمَّ يُنْجِيهِ
پس برهاند او را آن فدا دادن
كَلَّا
حاشا كه نمىرهد از عذاب
إِنَّها
به درستى كه آتش دوزخ كه مجرم از وى فدا مىدهد
لَظى
زمانه‌ايست خالص
نَزَّاعَةً
كشنده است
لِلشَّوى
مر دست و پاى مشركان را يا پوست سر ايشان را از صدساله و دويست‌ساله راه يعنى زبانه مىزند و كافر را به خود مىكشد چنانچه مقناطيس آهن را جذب كند
تَدْعُوا
مىخواند آتش يعنى مىكشد يا زبانيه او را مىخوانند و در معالم آورده كه آتش به زبان فصيح بنام و لقب مىخواند
مَنْ أَدْبَرَ وَ تَوَلَّى
كسى را كه پشت بر حق كرده است و روى بگردانيده از فرمان الهى .