تخطي إلى المحتوى الرئيسي

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى ) — صفحة 1293

مساهمون:

ص١٢٩٣
وَ إِنَّا لَنَعْلَمُ
و به درستى كه ما مىدانيم
أَنَّ مِنْكُمْ
آنكه بعضى از شما
مُكَذِّبِينَ
تكذيب‌كنندگانند مر قرآن را
وَ إِنَّهُ
و به درستى كه قرآن
لَحَسْرَةٌ
هر آئينه سبب حسرت است
عَلَى الْكافِرِينَ
مر ناگرويدگان را روز قيامت كه ثواب اين قرآن را مشاهده كنند و خود از ان محروم باشند
وَ إِنَّهُ
و بتحقيق كه قرآن
لَحَقُّ الْيَقِينِ
درست است بىگمان يعنى يقين است كه از نزد حق سبحانه منزل شده
فَسَبِّحْ
پس تسبيح گوئى
بِاسْمِ رَبِّكَ الْعَظِيمِ
بنام پروردگار بزرگ خود يعنى تنزيه نماى او را از صفات ناسزا و به ثناى بزرگ ياد كن او را

سورة المعارج

مكّيّة و هى اربع و اربعون آية
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
آورده‌اند كه نضر بن حارث بر در مسجد الحرام ايستاده گفت خدايا اگر محمد بر حق است و آنچه او مىگويد از نزديك تست پس تو سنگى بباران بر سر ما يا ما را به عذاب اليم مبتلا كن آيت آمد كه
سَأَلَ سائِلٌ
درخواست كرد خواهندهء
بِعَذابٍ واقِعٍ
عذابى را كه بودنى است
لِلْكافِرينَ
براى كافران كه قتل بدر است در دنيا يا عذاب اليم در آخرت و گويند سائل ابو جهل بوده كه گفت فاسقط علينا كسفا و قولى آنست كه حضرت پيغمبر صلى اللّه عليه و سلّم درخواست و استعجال نموده به عذاب ايشان و بر هر تقدير
لَيْسَ لَهُ
نيست مر آن عذاب را
دافِعٌ
دفع‌كننده كه بازدارد آن را
مِنَ اللَّهِ
از جهت خداى ، چه ارادهء ازليه بدان تعلق گرفته و مراد اللّه مدفوع نگردد پس در صفت اللّه مىگويد كه
ذِي الْمَعارِجِ
خداوند درجه‌هاى بلند است يعنى غرفهاى بهشت كه براى دوستان خود مهيّا كرده يا مصاعدى كه براى صعود كلمات طيبات مقرر فرموده
تَعْرُجُ الْمَلائِكَةُ
بالا مىروند فرشتگان
وَ الرُّوحُ
و جبرئيل عليه السلام يا قومى كه اعظم‌اند از ملائكه
إِلَيْهِ
بسوى امر خداى يعنى بموضعى كه خداى فرمايد
فِي يَوْمٍ كانَ
در روز كه هست
مِقْدارُهُ
اندازهء او
خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَةٍ
پنجاه هزار سال از سالهاى دنيا يعنى اگر يكى از بنىآدم خواهد كه سير كند در دنيا تا آنجا كه محل امر ملائكه است و ايشان به يك روز مىروند او بدين مقدار سال تواند رفت و ابن عباس رض فرموده كه مراد روز قيامت است كه بر كافران بدين درازى خواهد گذشت و گفته‌اند در عرصه‌گاه قيامت پنجاه موطن و موقف خواهد بود و خلايق را در هر موقفى هزار سال بازدارند و بيان مواقف در جواهر التفسير بايد جست و در فتوحات آورده كه هر اسمى را از اسماى الهى روزى است خاص كه تعلق به دو دارد و در قرآن - دو روز از انها مذكور است يوم الرب و ان يوما عند ربك كالف سنته مما تعدون كه هزار سال است و يوم ذى المعارج كه پنجاه هزار سال است و بيان اسماى ايّام و سنين ابديه و سرمديه در مطاوى اين اوراق نگنجد مصرعه هر سخن وقتى و هر نكته مكانى دارد .