فَاجْتَباهُ رَبُّهُ
پس برگزيد او را آفريدگار او به نبوت و رسالت و القاى وحى بوى
فَجَعَلَهُ مِنَ الصَّالِحِينَ
پس گردانيد او را از ستودگان يعنى پيغمبران گفتهاند كه اين آيت وقتى نازل شد كه آن حضرت صلى اللّه عليه و سلّم مىخواست كه بر قبيله ثقيف دعاى بد كند حق تعالى فرمود كه صبر كن و آن دعا را موقوف دار كه كارها بصبر نيكو شود نظم
كارها از صبر گردد دلپسند * خرّم آن كز صبر باشد بهرهمند
چون در افتادى به گرداب جرح * صبر كن و الصبر مفتاح الفرج
صد هزاران كيميا حق آفريد * كيمياى همچو صبر آدم نديد
آوردهاند كه كوتاهنظران قريش از قبيله بنى اسد جمعى را بحسد و چشم بد شهرتى داشتند اختيار كرده بمواعيد بسيار مستظهر ساختند تا پرتو جمال سيد عالم صلى اللّه عليه و سلّم را به آسيب عين الكمال از ساحت عالم محو سازند حق تعالى از براى عصمت وى از چشم بدين آيت فرستاد
وَ إِنْ يَكادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ
و به درستى كه نزديك بود كه آنان كه كافر شدند هر آئينه بلغزانند و بيفگنند و هلاك كنند ترا
بِأَبْصارِهِمْ
به چشمهاى خويش
لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ
آن هنگام كه شنيدند قرآن را مىخواندى
وَ يَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ
و مىگفتند به درستى كه اين مرد را ديو گرفته است يعنى با او جنى است كه او را تعليم مىدهد
وَ ما هُوَ
و حال آنكه نيست قرآن
إِلَّا ذِكْرٌ لِلْعالَمِينَ
مگر پندى مر عالميان را يا نيست محمد ص صلى اللّه عليه و سلّم مگر اشراف عالميان بيت
اى شرف جمله عالم به تو * روشنى ديده آدم به تو
حسن بصرى رحمه اللّه گفته كه دواى چشم زخم نيست مگر اين آيت شريفه
سورة الحاقّة
مكّيّة و هى اثنتان و خمسون آية
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ - الْحَاقَّةُ
حالتى كه حق است وقوع آن يا ساعتى كه سزاوارتر است ترسيدن از ان
مَا الْحَاقَّةُ
چه حالتى است و چه ساعتى
وَ ما أَدْراكَ
و چه چيز دانا گردانيد ترا كه
مَا الْحَاقَّةُ
چه چيز است و چه حالتى است و چه ساعتى كه درو واقع شود مكافات عملها مراد روز قيامت است و حاقه يكى از اسماى او است
كَذَّبَتْ
تكذيب كردند
ثَمُودُ وَ عادٌ
قبيله ثمود و عاد
بِالْقارِعَةِ
بروز قيامت كه كوبنده و در هم شكننده مردمان است .