خاشِعَةً أَبْصارُهُمْ
فروتر بود چشمهاى ايشان يعنى خداوندان ابصار سر در پيش افگنده و شرمنده باشند
تَرْهَقُهُمْ
فروگيرد ايشان را
ذِلَّةٌ
خوارى و نگونسارى
وَ قَدْ كانُوا
و به درستى كه بودند در دنيا
يُدْعَوْنَ
كه خوانده مىشوند
إِلَى السُّجُودِ
به سجده كردن مر خداى را
وَ هُمْ سالِمُونَ
و ايشان تندرست بودند و قادر بر ان چون فرصت فوت كردند پس درين روز حشر جز حسرت و ندامت بهره ندارند قطعه
مده فرصت از دست گر يابدت * كه نگوئى سعادت ز ميدان برى
كه فرصت عزيز است اگر فوت شد * بسى دست حسرت بدندان برى
فَذَرْنِي
پس بگذار مرا
وَ مَنْ يُكَذِّبُ
و آن را كه تكذيب مىكند
بِهذَا الْحَدِيثِ
به اين سخن كه قرآن است يا بحديث بعث و حشر ، درين آيت تسليه حضرت رسالتپناه صلى اللّه عليه و سلّم فرموده است و تهديد مكذبان
سَنَسْتَدْرِجُهُمْ
زود باشد كه بگيريم ايشان را درجه درجه يعنى عذاب بديشان نزديك گردانيم پايه پايه
مِنْ حَيْثُ لا يَعْلَمُونَ
از آنجا كه ايشان ندانند يعنى هر بار كه خطائى كنند ايشان را عطائى دهيم و ايشان تفضيل پندارند
وَ أُمْلِي لَهُمْ
و مهلت دهيم ايشان را در دنيا تا غره شوند آنگاه ايشان را بگيريم
إِنَّ كَيْدِي مَتِينٌ
به درستى كه عقوبت من محكم است كه به چيزى دفع نشود چه گرفتن من سخت است كس را طاقت آن نباشد
أَمْ تَسْئَلُهُمْ أَجْراً
آيا مىطلبى ايشان را مزدى بر دعوت و ارشاد
فَهُمْ مِنْ مَغْرَمٍ
پس ايشان از تاوانزدگى يعنى از غرامت آن
مُثْقَلُونَ
گرانباراند و بدان سبب روى از تو مىگردانند
أَمْ عِنْدَهُمُ الْغَيْبُ
يا نزديك ايشان لوح محفوظ است كه مغيبات در ان است
فَهُمْ يَكْتُبُونَ
پس ايشان مىنويسند در ان كه آنچه حكم مىكنند در سويت مؤمن و كافر
فَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ
پس شكيبا باش مر حكم آفريدگار خود را به تبليغ وحى و تحمل آزار كفّار
وَ لا تَكُنْ
و مباش در دل تنگى و شتابزدگى
كَصاحِبِ الْحُوتِ
مانند صاحب ماهى يعنى يونس عليه السلام كه صبر نكرد بر ايذاى قوم و بىفرمان از ميان ايشان برفت تا به شكم ماهى محبوس گشت
إِذْ نادى
ياد كن وقتى كه بخواند پروردگار خود را در شكم حوت و گفت لا إله الا انت سبحانك انى كنت من الظالمين
وَ هُوَ مَكْظُومٌ
و او برآمده بود از خشم و اندوه -
لَوْ لا أَنْ تَدارَكَهُ
اگرنه آن بودى كه دريافت
نِعْمَةٌ مِنْ رَبِّهِ
نعمتى از پروردگار او بقبول توبه
لَنُبِذَ بِالْعَراءِ
هر آئينه افگنده شدى به صحرائى خالى از گياه
وَ هُوَ مَذْمُومٌ
را و ملامت كرده شده بودى .