سورة الملك
مكّيّة و هى ثلاثون آية و فيها ركوعان
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ تَبارَكَ
بزرگ و برتر است و ثابت بر دوام
الَّذِي بِيَدِهِ الْمُلْكُ
آن كسى كه بدست قدرت اوست پادشاهى و تصرّف در امور ملك يعنى هرچه خواهد بكند
وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ
و او بر همه چيزها كه خواهد
قَدِيرٌ
توانا است
الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ
آن خداوندى كه بيافريد مرگ را
وَ الْحَياةَ
و زندگانى را مراد موت آدميان است در دنيا و حيات ايشان در آخرت و گفتهاند مرگ را آفريده بر صورت كبشى املح و او بر هيچ چيز نگذرد و بوى او به هيچچيز نهرسد الا كه بميرد و حياة را خلق كرد بر صورت ماديان ابلق و او بر هيچ چيز مرور نكند و رائحه او به هيچچيز نه رسد الا كه زنده شود و بقولى مراد از موت و حيات دنيا و آخرت است يعنى دنيا و آخرت را بيافريد
لِيَبْلُوَكُمْ
تا بيازمايد شما را يعنى با شما معامله آزمايندگان كند تا ظاهر شود كه در دار تكليف كه دنيا است
أَيُّكُمْ
كدام از شما
أَحْسَنُ
نيكوتراند
عَمَلًا
از جهت عمل يعنى اخلاص كدام بيشتر است در خبر آمده كه كدام نيكوتراند از روى عقل و پرهيزگارتر از محارم و شتابندهتر در فرمانبردارى و گفتهاند كه كدام يادكنندهتراند مرگ را و ترسانتر از او و كارسازندهتر براى او
وَ هُوَ الْعَزِيزُ
و خدا غالب است در ملك خود ترسندگان را شرمنده نمىسازد
الْغَفُورُ
آمرزنده است خطيئات ايشان را پوشد
الَّذِي
آن خدائى كه
خَلَقَ
بيافريد
سَبْعَ سَماواتٍ
هفت آسمان را
طِباقاً
طبقه طبقه يكى بالاى ديگرى در معالم آورده كه آسمان دنيا موجى است محكم شده و دوم مرمرى است سفيد سيوم آهن است چهارم روئين است و گفتهاند مس است پنجم نقره است ششم زر است هفتم ياقوت سرخ است
ما تَرى
نهبينى تو اى بيننده
فِي خَلْقِ الرَّحْمنِ
در آفريدن خداى مر آسمان را
مِنْ تَفاوُتٍ
هيچ خللى و اختلافى و تناقضى و عيبى و اعوجاجى
فَارْجِعِ الْبَصَرَ
پس بازگردان چشم را بسوى آسمان تا در ان تفكّر كنى
هَلْ تَرى
هيچ مىبينى
مِنْ فُطُورٍ
شكافى و نقصان
ثُمَّ ارْجِعِ الْبَصَرَ
پس ديگرباره بگردان ديده را
كَرَّتَيْنِ
كرتى بعد از كرتى تا هيچ عيبى مىيابى يعنى اگر به يك نگريستن معلوم نگردد تكرار كن نگريستن را
يَنْقَلِبْ
بازگردد
إِلَيْكَ الْبَصَرُ
بسوى تو چشم تو
خاسِئاً
دور از يافتن عيب
وَ هُوَ حَسِيرٌ
و او مانده بود از نگريستن به آسمان از كثرت مراجعت به جهت آنكه هرچند مىنگرد عيبى در ان نمىيابد .