هُوَ الَّذِي
اوست آن خداوندى كه از روى اذلال
أَخْرَجَ الَّذِينَ كَفَرُوا
بيرون كرد آنان را كه نگرويدند
مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ
از اهل توريت يعنى بنى النضير را
مِنْ دِيارِهِمْ
از سراىها و منزلها كه در زمين مدينه داشتند
لِأَوَّلِ الْحَشْرِ
در اوّل راندن ايشان از جزيره عرب و حشر ثانى ايشان از خيبر خواهد بود يا حشرى كه مردمان را بشام است چه در آخر الزمان آتشى از جانب مشرق بيايد و مردم را به زمين شام راند و آنجا قيامت قائم گردد و آن حشر دوم است و چون بنى نضير قبل از سائر مردمان به زمين شام محشور شوند پس خروج ايشان در اوّل حشر باشد
ما ظَنَنْتُمْ
شما گمان نداشتيد اى مؤمنان
أَنْ يَخْرُجُوا
آنكه بيرون روند بنى نضير از مدينه به جهت بسيارى مدد و عدت و شجاعت و شوكت
وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ
و گمان بردند آنكه ايشان را
مانِعَتُهُمْ حُصُونُهُمْ
منعكننده و بازدارنده است حصارهاى استوار ايشان
مِنَ اللَّهِ
از فرود آمدن قضاى خداى بر ايشان
فَأَتاهُمُ اللَّهُ
پس بيامد بديشان عذاب خداى
مِنْ حَيْثُ لَمْ يَحْتَسِبُوا
از آنجا كه گمان نبردند
وَ قَذَفَ فِي قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ
و بيفگند خداى تعالى در دلهاى ايشان ترس و بيم تا دل بر جلا نهادند و چون حكم جلا شد
يُخْرِبُونَ
خراب مىكنند و بيفگنند
بُيُوتَهُمْ
خانهاى خود را
بِأَيْدِيهِمْ
به دستهاى خود
وَ أَيْدِي الْمُؤْمِنِينَ
و به دستهاى مؤمنان يعنى نقض عهد كردند تا خانهاى ايشان بدست اهل ايمان خراب شد پس گويا كه خانههاى خود بدست خود خراب كردند در خبرست كه يهود چون دل بر جلا نهادند و دانستند كه منازل ايشان بدست مؤمنان افتد خانها را مىكندند و هرچه ايشان را خوش مىآمد از درها و چوبها و سنگهاى تراشيده از محل آن بركنده مىخواستند كه با خود ببرند پس ششصد شتر بار كرده خود را برآراستند و اظهار جلادت نموده و فهامى زدند و سرودگويان از بازار مدينه گذشتند بعضى بولايت شام رفتند و جمعى به خيبر
فَاعْتَبِرُوا
پس عبرت گيريد
يا أُولِي الْأَبْصارِ
اى خداوند ديدها يعنى ببينيد احوال ايشان را و از آن عبرت برداريد
وَ لَوْ لا أَنْ كَتَبَ اللَّهُ
و اگرنه آنست كه خدا نوشته است در لوح و حكم كرده است
عَلَيْهِمُ الْجَلاءَ
بر ايشان بيرون شدن از خانومان
لَعَذَّبَهُمْ
هر آئينه عذاب مىكرد ايشان را
فِي الدُّنْيا
درين سراى بكشتن و برده گرفتن
وَ لَهُمْ فِي الْآخِرَةِ
و مر ايشان راست با وجود جلا در آن سراى
عَذابُ النَّارِ
عذاب آتش دوزخ .