فَضْلًا مِنَ اللَّهِ
بخشش و بخشايش از خداوند خود
وَ رِضْواناً
و خوشنودى حضرت او يعنى هجرت ايشان براى تجارت و اغراض دنيوى نبوده بلكه طالب رحمت و رضاى حق بودند و به دوستى خدا و رسول ص ترك ديار و اموال خود نمودند
وَ يَنْصُرُونَ اللَّهَ
و يارى مىكنند دين خداى را بنفس و مال خود
وَ رَسُولَهُ
و نصرت مىنمايند پيغمبر او را به يارى و هوادارى
أُولئِكَ
آن گروه مهاجران
هُمُ الصَّادِقُونَ
ايشانند راستان در دين اسلام هم بقول و هم بفعل
وَ الَّذِينَ
و ديگر براى آنان كه
تَبَوَّؤُا الدَّارَ
جاى گرفتند در سراى هجرت
وَ الْإِيمانَ
و در دار ايمان يعنى در مدينه و در تفسير امام ابى بكر نقاش هست كه ايمان نام مدينه است و حضرت رسول صلى اللّه عليه و سلّم او را اين نام نهاده پس معنى اين باشد كه اقامت نمودند در مدينه
مِنْ قَبْلِهِمْ
پيش از هجرت مهاجران مراد انصاراند كه در ديار خود ايمان آوردند و به دو سال پيش از قدوم حضرت رسالتپناه عليه الصلاة و السلام مساجد ساختند
يُحِبُّونَ
دوست مىدارند
مَنْ هاجَرَ
هرك را هجرت كند
إِلَيْهِمْ
بسوى ديار ايشان و او را جاى دهند و بمال خود مساعدت نمايند
وَ لا يَجِدُونَ
و نيابند
فِي صُدُورِهِمْ
در دلهاى خود
حاجَةً
حسدى و حقدى و دغدغه
مِمَّا أُوتُوا
از آنچه عطا داده شوند ايشان مراد آنست كه حضرت پيغمبر ص انصار را طلبيد و ذكر اعانت و امداد و احسان و اسعاد كه نسبت با مهاجران كرده بودند فرمود پس گفت اى گروه انصار اگر مىخواهيد اموال بنى النضير را ميان همه شما تقسيم كنم و طائفه مهاجران برقرار سابق در مساكن شما ساكن باشند و اگر خواهيد اين مال را خاصة به مهاجران و هم ايشان از منازل شما بيرون آمده به كفايت امور معيشت خود مشغول شوند سعد رض بن وقاص و سعد بن معاذ و سعد بن عباده رضى اللّه عنهم كه پيشوايان اهل مدينه بودند گفتند يا رسول اللّه خاطر ما آن مىخواهد كه اموال را به مهاجران قسمت فرمائى و ايشان همچنان در خانهاى ما باشند كه روشنائى و بركت در منازل ما از ايشان است حضرت پيغمبر صلى اللّه عليه و سلّم ايشان را دعا گفت و حق سبحانه در شان ايشان مىفرمايد كه
وَ يُؤْثِرُونَ
و ايثار مىكنند و تقديم مىنمايند مهاجران را
عَلى أَنْفُسِهِمْ
بر نفسهاى خويش يعنى از خود بازمىگيرند و بديشان مىدهند
وَ لَوْ كانَ بِهِمْ
و اگرچه هست ايشان را
خَصاصَةٌ
حاجت بهآنچه ايثار مىنمايند در اسباب نزول از ابن عمر رضى اللّه عنه ، نقل كرده كه سر بريانى براى يكى از درويشان صحابه رض آوردند او را به درويشى ديگر كه ازو محتاجتر بود فرستاد و او بر ديگرى ايثار نموده همچنين نه تن از فقرا بر يكديگر ايثار كردند و اين آيت در شان آن درويشان توانگردل نازل شد حكما برانند كه از ان شش خصلت كه جود مشتمل است بر ان صفت ايثار اكمل و افضل است و ايثار آنست كه كسى محتاج باشد به چيزى و ديگرى را مستحق آن بيند از خود بازگيرد و بوى بخشد قطعه
كريم كامل آن را مىشناسم اندرين دوران * كه گر نانى رسد از آسيائى چرخ گردانش
ز استغنائى همت با وجود فقر و بىبرگى * ز خود واگيرد و سازد نثار بينوايانش
وَ مَنْ يُوقَ
و هر كه نگاه داشته شود
شُحَّ نَفْسِهِ
از بخل نفس او يعنى منع كند نفس را از حب مال و بغض انفاق
فَأُولئِكَ
پس آن گروه
هُمُ الْمُفْلِحُونَ
ايشانند رستگاران يا فيروزىيافتگان به ثناى عاجل در دنيا و ثواب آجل در آخرت .