تخطي إلى المحتوى الرئيسي

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى ) — صفحة 1236

مساهمون:

ص١٢٣٦
ذلِكَ
اين عذابها مر ايشان را
بِأَنَّهُمْ
بسبب آنست كه ايشان
شَاقُّوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ
دشمنى كردند با خداى و رسول او صلى اللّه عليه و سلّم و مخالفت ورزيدند
وَ مَنْ يُشَاقِّ اللَّهَ
و هر كه دشمن دارد خداى را
فَإِنَّ اللَّهَ
پس به درستى كه خداى
شَدِيدُ الْعِقابِ
سخت عقوبت است مر او را و امثال او را آورده‌اند كه در زمان محاصره حكم شد تا خرمابنان ايشان را قطع كنند غير از نخل عجوه عبد اللّه رض بن سلام و ابو ليلى مازنى رض بدان مهم مأمور گشتند ابو ليلى اجود انواع تمر را مىبريد و مىگفت كه بدين دل منافقان را مىشكنم عبد اللّه بن سلام بدترين انواع آن را مىبريد و مىگفت مىدانم كه خداى تعالى اين نخيل را بدست مسلمانان باز دهد پس آنچه بهترست براى ايشان مىگذارم حق سبحانه آيت فرستاد كه
ما قَطَعْتُمْ
آنچه بريديد
مِنْ لِينَةٍ
از خرمابنان
أَوْ تَرَكْتُمُوها
يا بگذاشتيد آن را
قائِمَةً عَلى أُصُولِها
ايستاده بر اصلهاى خود -
فَبِإِذْنِ اللَّهِ
پس بامر خداست و به پسند وى براى آنكه تا شما را يارى دهد
وَ لِيُخْزِيَ الْفاسِقِينَ
و براى آنكه خوار گرداند جهودان را كه بيرون‌رفتگانند از دائره ايمان آورده‌اند كه چون بنى نضير جلا كردند پنجاه زره و پنجاه خود و سه صد و چهل شمشير از ايشان بازماند و اموال و اعقار ايشان مجموعه فى شد يعنى تمام خاصه پيغمبر صلى اللّه عليه و سلّم بود پس آن حضرت ص هر چيز بهر كس كه خواست بداد و عقارات را بعضى به مردم بخشيد و كثر روايات ناظر به‌آنست كه آن را مخمس بساخت و امام اعظم برين رفته و حق سبحانه درين باب مىفرمايد كه
وَ ما أَفاءَ اللَّهُ
و آنچه بازگردانند خداى
عَلى رَسُولِهِ
بر فرستاده خود
مِنْهُمْ
از مال و ملك ايشان يعنى غنيمت بوى ارزانى داشت
فَما أَوْجَفْتُمْ
پس نتاختيد
عَلَيْهِ
بر تحصيل آن
مِنْ خَيْلٍ
هيچ اسپى
وَ لا رِكابٍ
و نه شترى يعنى پياده بدين حصار آمديد و زياده جنگى نيز واقع نشده كه شما را كلفتى رسيده باشد و شما بحرب و كارزار اين حصار را فتح نكرديد
وَ لكِنَّ اللَّهَ
و ليكن خداى به نصرت خود
يُسَلِّطُ رُسُلَهُ
مسلط و مستولى مىسازد پيغمبران خود را
عَلى مَنْ يَشاءُ
بر هر كه مىخواهد
وَ اللَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ
و خداى بر همه چيزها از غالبيت پيغمبران و مغلوبيت دشمنان
قَدِيرٌ
تواناست گاهى بسبب ظاهر چون قتال و جدال ايشان را غلبه مىدهد و گاهى بسببى پنهان چون القاى ترس و بيم در دل ايشان مىافگند .