تخطي إلى المحتوى الرئيسي

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى ) — صفحة 1234

مساهمون:

ص١٢٣٤
بِرُوحٍ
برحمتى يا نصرتى يا نور هدايتى
مِنْهُ
از نزديك خود و گويند مدد داده است ايشان را بجبرئيل عليه السلام يا به قرآن
وَ يُدْخِلُهُمْ
و درآرد ايشان را روز حشر
جَنَّاتٍ تَجْرِي
در بهشتى كه جريان دارد
مِنْ تَحْتِهَا
از زير درختان آن
الْأَنْهارُ
جويها از آب و شير و خمر و عسل
خالِدِينَ فِيها
جاويدبودگانند در ان
رَضِيَ اللَّهُ
خوشنود شد خدا
عَنْهُمْ
از ايشان بطاعتى كه در دنيا كردند
وَ رَضُوا
و خوشنود شدند ايشان
عَنْهُ
از خداى بكرامتى كه وعده كرده است ايشان را در عقبى
أُولئِكَ حِزْبُ اللَّهِ
آن گروه لشكر خداى و ناصران دين وىاند
أَلا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ
بدانيد كه سپاه خداى
هُمُ الْمُفْلِحُونَ
ايشانند رستگاران امام ثعلبى از جرجانى رح نقل مىكند و جرجانى از مشايخ خود شنيده كه داود على نبينا و عليه السلام از حق سبحانه پرسيد كه الهى حزب تو كيست خطاب آمد كه الغاضة ابصارهم و السليمة اكفّهم و النقية قلوبهم اولئك حزبى و حول عرشى كه هر چشم او از محارم فروبسته بود و دست از آزار خلق و اخذ حرام كوتاه باشد و دل خود را از ما سوى اللّه پاكيزه گرداند آن گروه حزب من‌اند و پيرامون عرش من طواف كنند و درين باب گفته‌اند قطعه
از هر چه ناروا است برو ديدها به بند * وز هر چه ناپسند بود دست باز دار لوح دل از غبار تعلق بشوى پاك * تا با شدّت بحلقه اهل قبول بار بشنو نصيحتى ز فقير خود اى عزيز * تا آيدت به دنيا و عقبى ترا به كار

سورة الحشر

مدنية و هى اربع و عشرون آية
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ سَبَّحَ
تسبيح گفت و به پاكى ستايش كرد
لِلَّهِ
مر خداى را كه مستحق ثنا است
ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ
آنچه در آسمانها و آنچه در زمينها است
وَ هُوَ الْعَزِيزُ
و او غلبه‌كننده است بر همه در حكم و فرمان
الْحَكِيمُ
صواب كار و راست‌كردارست ، آورده‌اند كه حضرت رسول صلى اللّه عليه و سلّم در سال چهارم از هجرت با جمعى از اصحاب خواص رض جهت ديت دو مرد عامرى كه در عهد پيغمبر صلى اللّه عليه و سلّم بودند و عمرو بن اميه بن ضمرى رض ايشان را كشته بود بمنازل يهود بنى النضير رفت در وقتى كه پشت به ديوار خانه ايشان بازنهاده‌بود سنگى بر بام بردند تا بر آن حضرت صلى اللّه عليه و سلّم افگند فى الحال جبرئيل عليه السلام مهتر عالم را خبردار گردانيد و آن حضرت ص به مدينه باز آمده كس بديشان فرستاد كه چون غدر شما ظاهر شد از ديار ما بيرون رويد و ده روز ايشان را مهلت داد ايشان به تهيه سفر اشتغال نمودند و ابن ابى كه پيشواى منافقان بود كسى را پيش ايشان فرستاد كه از ديار خود بيرون مرويد بقلاع خود متحصن باشيد كه من با هزار كس از قوم خود معاون شماام يهود به سخن آن منافق مغرور شده باغى گشتند و خبر بدان حضرت صلى اللّه عليه و سلّم رسيد با جمعى بر سر ايشان برفت و پانزده روز ايشان را محاصره كرد و آن منافق وعده وفا نكرد و ايشان جلا قبول كردند به‌واسطه ترس و بيمى كه خداى در دل ايشان افگند و چون جلا قبول نمودند حضرت ص فرمود كه به شرط آنكه اسلحه خود بگذاريد و آن مقدار از اموال كه دواب شما برتواند گرفت با خود ببريد برين وجه قرار يافت و حق سبحانه آيت فرستاد كه
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى ) — صفحة 1234 | كتاب الله تبارك وتعالى / سيد محمد رضا جلالى نائين / شاه ولى الله محدث دهلوى / ملا حسين واعظ الكاشفى