لَهُ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
مر او راست بادشاهى آسمان و زمين كه موجد آن است و متصرف در ان
يُحْيِي
زنده مىگرداند در آخرت
وَ يُمِيتُ
و مىميراند در دنيا
وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ
و او بر همه چيز از اماتت و احياء
قَدِيرٌ
تواناست
هُوَ الْأَوَّلُ
اوست پيش از همه اشيا و پديدآرنده آنها يعنى قديم ازلى است كه اوّل او را بدايت نيست
وَ الْآخِرُ
پس از فناى همه موجودات اوست يعنى باقى ابدى است كه آخر او را نهايت نيست فرد
اول او اول بىابتداء * آخر او آخر بىانتها
بيت
بود و نبود آنچه بلند است و پست * باشد و اين نيز نباشد كه هست
وَ الظَّاهِرُ
آشكارا وجود او به كثرت دلائل
وَ الْباطِنُ
و نهان حقيقت ذات او از تعقل هر عاقلى اقوال مفسران و مذكران و محققان درين آيت از حدود معتاد تجاوز كرده و به شرحى تمام و بسطى لا كلام در جواهر التفسير سمت ثبت يافته اينجا به دو قول اختصار مىرود صاحب كشف الاسرار فرموده كه زبان رحمت از روى اشارت مىگويد اى آدمى خلق عالم در حق تو چار طائفهاند اوّل گروهى كه در اوّل حال ترا به كار آيند چون پدر و مادر دوم جمعى كه در آخر زندگانى دست گيرند چون اولاد و احفاد سوم زمره كه آشكارا با تو باشند چون دوستان و ياران و خادمان چهارم فرقه كه پنهان با تو معاش كنند چون زنان و كنيزان رب العالمين مىگويد اعتماد بر خلق ظاهر و بر خلق پنهان مكن و كارساز خود ايشان را مپندار كه اوّل منم كه ترا از عدم بوجود آوردم و آخر منم كه بازگشت تو به من خواهد بود ظاهر منم كه صورت تو بوجهى خوبترين بياراستم باطن منم كه سرائر حقايق در دل تو وديعت نهادم رباعى
اوّل و آخر توئى كيست حدوث و قدم * ظاهر و باطن توئى چيست وجود و عدم
اوّل بىانتقال آخر بىارتحال * ظاهر بىچند و چون باطن بىكيف و كم
در بحر الحقائق آورده كه اوّل است در عين آخريّت و آخرست در عين اوّليت و بر همين منوال ظاهر است در عين باطنيت و باطن است در عين ظاهريّت از شيخ ابو سعيد خراز قدس سره پرسيدند كه خداى را بچه شناختى گفت بهآنكه ميان اضداد جمع كرده پس اين آيت خواند و فرمود كه متصور نيست جمع اضداد الا از حيثيت واحده و اعتبار واحد در واحد نظم
اولى دهم در اوّل آخرى * باطنى و هم در ان دم ظاهرى
تو محيطى بر همه اندر صفات * وز همه پاكى و مستغنى بذات
وَ هُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ
و او به همه چيزها
عَلِيمٌ
داناست اوّل و آخر نزد علم او مساوى است و ظاهر و باطن به نسبت دانش او يكسان
هُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ
اوست آنكه بيافريد آسمان و زمين را بقدرت كامله
فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ
در مدّت شش روز تا ملائكه مشاهده كنند حدوث آنها چيزى پس از چيزى
ثُمَّ اسْتَوى
پس قصد كرد
عَلَى الْعَرْشِ
بتدبير عرش و اجزاى امور و متعلقه به دو بر وفق ارادت خود
يَعْلَمُ
مىداند
ما يَلِجُ
آنچه درآيد
فِي الْأَرْضِ
در زمين چون تخمى كه بكارند و قطرات باران را و گنجها و اموات
وَ ما يَخْرُجُ مِنْها
و مىداند آنچه بيرون آيد از زمين چون نباتات و معدنيات و برخى از دفائن در دنيا و بعضى كنوز و تمام موتى در آخرت
وَ ما يَنْزِلُ
و مىداند آنچه فرود آيد
مِنَ السَّماءِ
از آسمان چون باران و برف و تگرگ و ملائكه و احكام
وَ ما يَعْرُجُ
و آنچه بالا برود و درآيد
فِيها
در آسمان چون اعمال و دعوات و ملائكه كه عملهاى بندگان مىنويسند .