تخطي إلى المحتوى الرئيسي

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى ) — صفحة 1218

مساهمون:

ص١٢١٨
هُوَ الَّذِي يُنَزِّلُ
اوست آن خداوندى كه فروفرستد
عَلى عَبْدِهِ
بر بنده خود كه محمد است
آياتٍ بَيِّناتٍ
آيتهاى روشن يعنى قرآن يا معجزات هويدا
لِيُخْرِجَكُمْ
تا بيرون آرد شما را خدا به قرآن يا پيغمبر ص به دعوت
مِنَ الظُّلُماتِ
از تاريكيهاى كفر
إِلَى النُّورِ
به روشنى ايمان يا از جهل بعلم و از ضلالت بهدايت و از مخالفت به موافقت و در فتوحات آورده كه از ظلمت حجاب بنور تجلّى
وَ إِنَّ اللَّهَ
و به درستى كه خداى
بِكُمْ
بشما
لَرَؤُفٌ
مهربان است كه قرآن مىفرستد
رَحِيمٌ
بخشاينده است كه رسول را به دعوت مىفرمايد
وَ ما لَكُمْ
و چيست شما را و چه فائده مىبينيد و چه عذر داريد
أَلَّا تُنْفِقُوا
در آنكه نفقه نكنيد مالهاى خود را
فِي سَبِيلِ اللَّهِ
در راه خداى
وَ لِلَّهِ
و حال آنكه مر خداى راست
مِيراثُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
ميراث آسمانها و زمينها يعنى هرچه در آسمان و زمين است بعد از فناى اهالى آن بوى بازخواهدگشت و امروز نيز مر او راست و لكن خلق در ان تصرف مىكنند و به آخر دست تصرف ديگران كوتاه شده به حق سبحانه بازگردد درين كلام ترغيب‌ست به نفقه كردن يعنى چون دانستيد كه اين اموال در دست شما باقى نخواهد ماند يارى فرمان خداى را در ان نگاه داريد و براى خود از ان ذخيره آخرت برداريد
لا يَسْتَوِي
برابر نيست
مِنْكُمْ
از شما اى مؤمنان
مَنْ أَنْفَقَ
هر كه نفقه كند
مِنْ قَبْلِ الْفَتْحِ
پيش از فتح مكّه كه اهل اسلام بىبرگ و نوااند
وَ قاتَلَ
و كارزار كند با دشمنان خدا و رسول با كسى كه انفاق نمايد و داعيه قتال دارد بعد از فتح مكه چه در ان وقت مال بسيار خواهد بود چندان بانفاق و مقاتله احتياج نخواهد افتاد
أُولئِكَ
آن گروه منفقان و مقاتلان قبل الفتح
أَعْظَمُ
بزرگ‌ترند
دَرَجَةً
از روى درجه و مرتبه
مِنَ الَّذِينَ أَنْفَقُوا
از آنكه نفقه كنند
مِنْ بَعْدُ
پس از فتح
وَ قاتَلُوا
و كارزار نمايند
وَ كُلًّا
و همه را كه نفقه مىكنند و قتال مىنمايند پيش از فتح و پس از ان
وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنى
وعده كرده است خدا به بهشت اما درجات ايشان متفاوت باشد
وَ اللَّهُ
و خداى
بِما تَعْمَلُونَ
به‌آنچه مىكنيد از نفقه و قتال باخلاص يا بريا
خَبِيرٌ
دانا است اكثر مفسران برانند كه اين آيت در شان ابو بكر صديق رضى اللّه عنه كه اوّل كسى كه ايمان آورده و نفقه كرده و با كفار مخاصمه نمود او بود و اشارت بدين معنى در صفت وى گفته‌اند رباعى
صاحب قدم مقام تجريد * سردفتر جمله اهل توحيد در جمع مقربان است سابق * حقا كه جزا و نبود صادق
مَنْ ذَا الَّذِي
كيست آن كسى كه او
يُقْرِضُ اللَّهَ
دام دهد خداى را يعنى نفقه كند مال خود را به اميد اجر و ثواب چون طالب عوض به آن ماند كه قرض مىدهد
قَرْضاً حَسَناً
وام دادن نيكو يعنى بطيب نفس و باخلاص
فَيُضاعِفَهُ
پس زياده گرداند خدا جزاى قرض او را
لَهُ
براى او يعنى اجر او را مضاعف سازد
وَ لَهُ
و مر او را بود
أَجْرٌ كَرِيمٌ
مزدى گرامى كه بهشت است .