تخطي إلى المحتوى الرئيسي

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى ) — صفحة 1219

مساهمون:

ص١٢١٩
يَوْمَ تَرَى الْمُؤْمِنِينَ
ياد كن روزى را كه بينى مردان گرويده
وَ الْمُؤْمِناتِ
و زنان مؤمنان را بر صراط كه در ان دم
يَسْعى
مىرود شتابان
نُورُهُمْ
روشنى توحيد ايشان
بَيْنَ أَيْدِيهِمْ
در پيش ايشان تا به‌آسانى مىگذرند
وَ بِأَيْمانِهِمْ
و از جانبهاى راست ايشان تا ايشان را به بهشت رهنمودنى مىكند و از ابن مسعود رضى اللّه عنه ، منقول است كه نور هر كس به قدر عمل وى بود نورى كه از صنعا باشد تا عدن و از ان ديگر برابر كوهى و يكى را به مقدار نخلى و ادنى نورى آن بود كه صاحبش موضع قدم خود را بيند بارى هيچ مؤمن بىنور نباشد و گويند فرشتگان مر ايشان را كه
بُشْراكُمُ الْيَوْمَ
مژده شما امروز
جَنَّاتٌ
دخول است در بوستانها كه پيوسته
تَجْرِي
مىرود
مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ
از زير منازل و اشجار آن جويها و باشيد شما
خالِدِينَ فِيها
جاودان در ان
ذلِكَ
و اين بشرى به جنت جاويدان
هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ
او است رستگارى بزرگ چه از همه اهوال قيامت ايمن شده بدار الجلال مىرسيد و ديدار ملك متعال مىبينيد مصرعه هزار جان مقدس فداى ديدارش ابو امامه رضى اللّه عنه ، فرموده كه مؤمنان را بر صراط نور دهند و كافر و منافق را بىروشنى بگذارند و مؤمنان هرگاه كه روى بازپس مىكنند همه صراط روشن مىگردد پس منافقان از ايشان التماس نور كنند و بديشان نرسد كما قال اللّه تعالى
يَوْمَ يَقُولُ الْمُنافِقُونَ
ياد كن آن روزى را كه گويند مردان منافق
وَ الْمُنافِقاتُ
و زنان منافقه
لِلَّذِينَ آمَنُوا
مر آنان را كه گرويده‌اند يعنى از اهل ايمان التماس كنند كه شما
انْظُرُونا
نظر كنيد بما
نَقْتَبِسْ
تا بگيريم روشنى
مِنْ نُورِكُمْ
از نور شما چون بما نگريد
قِيلَ ارْجِعُوا
گفته شود يعنى گويند مؤمنان يا ملائكه مر منافقان را كه بازگرديد
وَراءَكُمْ
باز پس خويش يعنى به دنيا رويد
فَالْتَمِسُوا نُوراً
پس بجوئيد روشنى را كه در محشر كسب نور نتوان كرد از دنيا با خود بايد آورد بيت
كار اينجا كن كه تشويش است در محشر بسى * آب ازينجا بركه در دريا بسى شور و شر است
منافقان فهم اين معنى نكرده بتصور آنكه نور در عقب ايشان است روى بازپس كنند
فَضُرِبَ
پس زده شود يعنى ملائكه به حكم الهى بزنند
بَيْنَهُمْ
ميان منافقان و مؤمنان
بِسُورٍ
ديوارى بزرگ چون باره شهرى
لَهُ بابٌ
مر او را درى باشد كه مؤمنان بدان در درآيند
باطِنُهُ
باطن سور يعنى داخل آنكه مؤمنان در وى مىروند
فِيهِ الرَّحْمَةُ
درو رحمت بود زيرا كه نزديك بهشت است
وَ ظاهِرُهُ
و ظاهر سور يعنى خارج او
مِنْ قِبَلِهِ الْعَذابُ
از پيش آنكه طرف منافقان است عذاب باشد زيرا كه نزديك دوزخ است اما منافقان چون بازپس نگرند و نورى نه‌بينند باز متوجه مؤمنان شوند ديوارى بينند ميان خود و ايشان حاضر شده درى دارد از ان در بنگرند و مؤمنان را مشاهده نمايند كه خرامان خرامان متوجه رياض جنان‌اند .