عَلى أَنْ نُبَدِّلَ
براى آنكه تبديل كنيم از شما
أَمْثالَكُمْ
كسان را كه مانند شمااند يعنى شما را بميرانيم و ديگران را بياريم
وَ نُنْشِئَكُمْ
بيافرينيم ديگرباره شما را
فِي ما لا تَعْلَمُونَ
در صورتى و هيئاتى كه نمىدانيد امروز يعنى كافران را در زشتترين صورتى و مؤمنان را در بهترين هيئاتى
وَ لَقَدْ عَلِمْتُمُ
و به درستى كه دانستهايد شما
النَّشْأَةَ الْأُولى
آفريدن نخستين را كه نطفه بوديد و علقه شديد به آخر و بدان هم اقرار داريد
فَلَوْ لا تَذَكَّرُونَ
پس چرا ياد نمىكنيد توانائى حق را بر نشأة اخرى چه هر كه بر ان قادرست ازين عاجز نتواند بود نظم
آنكه ما را ز خلوت نابود * مىكشد تا به جلوهگاه وجود
بار ديگر كه از سموم هلاك * روى پوشيم زير پرده خاك
هم تواند بامر كن فيكون * كارد از گوشه لحد بيرون
أَ فَرَأَيْتُمْ
اخبار نمائيد
ما تَحْرُثُونَ
آنچه كشت مىكنيد و تخمى در زمين مىافگنيد
أَ أَنْتُمْ تَزْرَعُونَهُ
آيا شما مىرويانيد آن تخم را
أَمْ نَحْنُ الزَّارِعُونَ
يا ما رويانيدهايم حرث فعل عبد است و زرع فعل خداى و در خبر آمده كه نگويد يكى از شما كه زرعت و ليكن گويد حرثت چه شق ارض و القاى بذور درو از بنده است و رويانيدن از حق سبحانه
لَوْ نَشاءُ
اگر خواهيم
لَجَعَلْناهُ
هر آئينه گردانيديم آن چيزى را كه كشتهايد
حُطاماً
گياهى در هم شكسته پيش از رسيدن يا كاهى بىدانه
فَظَلْتُمْ تَفَكَّهُونَ
پس همه روز باشيد از ان قضيه و بليّه كه شگفت مايند يا بر آفت آن اندوهناك باشيد يا از جهد و سعى خود پشيمان گرديد و مىگوئيد
إِنَّا لَمُغْرَمُونَ
آيا ما تاوانزدگانيم و حفص انّا خواند بطريق خبر يعنى به درستى كه ما غرامتيافتگانيم
بَلْ نَحْنُ مَحْرُومُونَ
بلكه ما بىبهرهگانيم از روزى
أَ فَرَأَيْتُمُ
آيا خبر باز دهيد
الْماءَ الَّذِي تَشْرَبُونَ
از آبى كه مىآشاميد براى تسكين عطش و زندگانى شما بوى بازبسته است
أَ أَنْتُمْ أَنْزَلْتُمُوهُ
آيا شما فروفرستادهايد آن را
مِنَ الْمُزْنِ
از ابر سفيد
أَمْ نَحْنُ الْمُنْزِلُونَ
يا ما فروفرستندهايم آبى شيرين لطيف را
لَوْ نَشاءُ جَعَلْناهُ
اگر خواهيم گردانيم آن آب را
أُجاجاً
تلخ و شور و نفع از وى منقطع سازيم
فَلَوْ لا تَشْكُرُونَ
پس چرا شكر نمىگوئيد خداى را برين نعمت .