فِيهِما
درين دو بهشت
عَيْنانِ
دو چشمه باشد
نَضَّاخَتانِ
جوشنده به آب يعنى هر چند ازو آب بردارند ديگر بجوشد
فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما
پس بكدام از نعمتهاى پروردگار شما كه چنين دو چشمه بسيار آب بشما مىدهد
تُكَذِّبانِ
تكذيب مىكنيد
فِيهِما فاكِهَةٌ
درين دو بهشت ميوه بسيار بود
وَ نَخْلٌ
و خرمابنان
وَ رُمَّانٌ
و اشجار انار تخصيص خرما و انار از ميوهها به جهت تفضيل است زيرا كه خرما فاكهه است و هم غذا و انار ميوه است و دوا
فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما
پس بكدام از نعمتهاى پرورنده شما كه چنين ميوهها بر بندگان ارزانى دارد
تُكَذِّبانِ
انكار مىكنيد
فِيهِنَّ
درين چهار جنّت
خَيْراتٌ حِسانٌ
زنان برگزيده باشند نيكورويان يعنى حسن خلق ايشان بحسن خلق نيز آراسته باشد
فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما
پس بكدام از نعمتهاى آفريدگار خويش كه شما را حوران دهد هر يك از ديگرى نيكوتر
تُكَذِّبانِ
تكذيب مىنمائيد
حُورٌ مَقْصُوراتٌ
حوران پنهان شده
فِي الْخِيامِ
در خيمها كه از در مجوف است و گفتهاند مراد خانهاست و بعضى تخصيص كردهاند بحجلات و حجلهخانه بود آراسته براى داماد عروس
فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما
پس بكدام از نعمتهاى پروردگار خود كه چنين ازواج طيّبه به بهشتيان مىدهند
تُكَذِّبانِ
انكار مىكنيد
لَمْ يَطْمِثْهُنَّ
نسوده باشند مر ايشان را
إِنْسٌ قَبْلَهُمْ
آدمى پيش از شوهران كه بديشان نامزد شدهاند
وَ لا جَانٌّ
و نه جن نيز دست بر ايشان رسانيدهاند بلكه همه بكرند
فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما
پس بكدام از نعمتهاى خداوند خويش كه ازواج ابكار نامزد ايشان يعنى اهل ايمان كرده
تُكَذِّبانِ
تكذيب مىكنيد كه چنين حوران نگاه داشته عطا كند
مُتَّكِئِينَ
اصحاب اليمين تكيهزدگان باشند
عَلى رَفْرَفٍ خُضْرٍ
بر فرشها يا بر بالشهاى سبز
وَ عَبْقَرِيٍّ حِسانٍ
و بساطهاى قيمتى در غايت نيكوئى
فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما *
پس بكدام از نعمتهاى پروردگار شما اين نعمتها كه مذكور شد
تُكَذِّبانِ
تكذيب مىكنيد
تَبارَكَ اسْمُ رَبِّكَ
بزرگ است نام پروردگار تو از حيثيت اطلاق اسم بر ذات وى پس توان دانست كه بزرگى ذات در چه مرتبه خواهد بود و ازين است كه هيچ كس از عظمت ذات او خبر نداده و نمىتواند داد بيت
بر لب بحر چنين واماندهاند * خشكلب هم مبتدى هم منتهى
ذِي الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ
در ترجمه رشف معنى اين اسم برين وجه ادا كرده كه خداوندى كه از صفات جلال آنچه اثبات آن مستلزم كمال است ذات بىمثالش را ثابت است و آنچه سلب آن مقتضى عزّت و كبرياست جناب مقدس از ان منزه و معرا است و اكثر محققان برانند كه جلال اشارت بصفات قهريه است و اكرام عبارت از اوصاف لطيفه پس نام ذوالجلالوالاكرام جامع باشد مر جميع صفات الهى را و ازين است كه او را اسم اعظم گفتهاند و خبر الظوا بيا ذا الجلال و الاكرام مؤيد اين قول است .