فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما
پس بكدام از نعمتهاى پروردگار خود از قبول توبه و اجابت دعا و آمرزش گناه
تُكَذِّبانِ
انكار مىكنيد ابن عينيه رح فرمود كه سراسر روزگار نزديك خداى دو روزست يك روز مدّت دنيا و شان او درين يك روز امرست و نهى و عطا و منع و خلق و رزق و اماتت و احياء و اعزاز و اذلال دوم روز مدّت آخرت و شان آن روز حساب است و عقاب و جز او سؤال و معاقبت و مثابات و نزد محققان يوم بمعنى آن است و آن جز وى از اقل زمان است و در بحر الحقائق آورده كه مراد تجلى حق در هر آنى بر حسب متجلى و مناسب استعداد او تجليات را نهايت نيست رباعى
كل يوم هو فى شان چه شان است چه شان * يعنى اوصاف كمال تو ندارد پايان
جلوه حسن ترا غايت و پايانى نيست * هر زمان جلوه ديگر شود از پرده عيان
سَنَفْرُغُ لَكُمْ
زود باشد كه حساب كنيم ما شما را فراغ اينجا بمعنى قصد محاسبه و مجازات است نه فراغى كه بعد از شغل باشد اين كلام بر سبيل تهديدست و وعيد چنانچه كسى مثلا كسى را مىگويد باش تا با تو پردازم و حال آنكه گوينده هيچ كار نمىكند مراد تخويف سامع است اينجا نيز از روى وعيد مىگويد كه قصد حساب شما خواهيم كرد
أَيُّهَ الثَّقَلانِ
اى دو گروه بزرگ يعنى انس و جن و عرب آنچه بزرگ قدر و قيمت بود آن را ثقل گويند كه انى تارك فيكم الثقلين و گفتهاند ثقل گرانبار است و جن و انس تكليف گرانباراند يا ببار گناه گران درماندهاند
فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما
پس بكدام از نعمتهاى آفريدگار شما كه تهديد است به حساب تا از اعمال بد منزجر شويد و تعريف بخطاب تا بكرم بىحد اميدوار باشيد
تُكَذِّبانِ
تكذيب مىكنيد
يا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ
اى گروه پريان و آدميان
إِنِ اسْتَطَعْتُمْ
اگر توانيد
أَنْ تَنْفُذُوا
آنكه بيرون رويد
مِنْ أَقْطارِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
از كنارهاى آسمان و زمين و بگريزيد از قضاى من يا از نزول مرگ
فَانْفُذُوا
پس بيرون رويد و فرار نمائيد
لا تَنْفُذُونَ
بيرون نمىتوانيد شد
إِلَّا بِسُلْطانٍ
مگر بقهر و تسلّط و غلبه و شما را اين قوّت نيست بلكه هرجا كه رويد مرگ ملازم شماست و از وقوع آن چاره نداريد و گفتهاند روز قيامت ملائكه گرداگرد اهل محشر صف كشند و منادى ندا كند كه اى آدميان و پريان اين عرصه محشرست اگر توانيد بيرون رويد اما نمىتوانيد رفت مگر به حجت و برهان و شما را نه اين است نه آن
فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما
پس بكدام از نعمتهاى آفريدگار شما كه اخبار كرد كه شما عاجزيد در دنيا و فرومانده در آخرت تا دانيد كه در هر دو سرا جز او يار و مددگار نيست و روى توجه بدرگاه او آريد
تُكَذِّبانِ
جحود مىورزيد
يُرْسَلُ
فرستاده شود
عَلَيْكُما
بر هر كه عاصى و مشرك باشد از شما
شُواظٌ
زبانه خالص
مِنْ نارٍ
از آتش
وَ نُحاسٌ
و دودى سياه يعنى يك نوبت زمانه آتش فرستند و يك كرّت دود و گويند نحاس روى گداخته است كه بر سرهاى ايشان فروريزند
فَلا تَنْتَصِرانِ
پس نصرت نتوانيد كرد مر يكديگر را و منع نتوانيد كرد عذاب را از همديگر .