تخطي إلى المحتوى الرئيسي

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى ) — صفحة 1201

مساهمون:

ص١٢٠١
بَيْنَهُما
ميان هر دو دريا
بَرْزَخٌ
مانعى و حاجزى و پرده‌ايست از قدرت خدا يا از زمين يا از جزاير كه بسبب آن
لا يَبْغِيانِ
افزونى نمىجويند بر يكديگر يعنى با هم نمىآميزند تا خاصيت هر يك باطل نشود يا از حدى كه مقرر شده تجاوز نمىنمايند تا آنچه ميان ايشان است غرق نگردد و اگر يكى بر ديگرى غلبه كند نفع بر طرف رود و منافع بسيار برين دو بحر متفرع است
فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما
پس بكدام ازين نعم آفريدگار شما كه مشتمل بر مصالح كليه است
تُكَذِّبانِ
انكار مىكنيد
يَخْرُجُ
بيرون مىآيد
مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ
ازين دو دريا از بحر مالح مرواريد كلان
وَ الْمَرْجانُ
و مرواريد ريزه و اين جوهرهاست كه بدان آرايش كنيد و از خريد و فروخت آن فوائد يابيد و اين نعم ظاهر است
فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما
پس شما بكدام ازين نعمتهاى پروردگار خود
تُكَذِّبانِ
تكذيب مىنمائيد و گفته‌اند مراد بحر آسمان و بحر زمين است كه هر سالى متلاقى مىشوند و ابر حاجزى است كه منع مىكند درياى آسمان را از نزول و درياى زمين را از صعود و از درياى فلك قطرات بر درياى زمين ريخته به دهان صدف در مىآيد و از ان لئالى منعقد مىگردد و امام قشيرى رح فرموده كه بحرين خوف و رجاست يا قبض و بسط يا انس و هيبت و برزخ قدرت بىعلت و لؤلؤ احوال صافيه و مرجان لطائف وافيه صاحب كشف الاسرار شرح مىكند كه بحرين خوف و رجا عامه مسلمانان راست و از ان گوهر زهد و ورع بيرون آيد و بحر قبض و بسط خواص مؤمنان راست و از ان جواهر فقر و وجد زايد و بحر انس و هيبت انبياء و صديقان را از ان گوهر فنا روى نمايد تا صاحبش در منزل بقا بياسايد بيت
ز قعر بحر فنا گوهر بقا يا بى * و گرنه غوطه خورى اين گهر كجا يا بى
وَ لَهُ الْجَوارِ الْمُنْشَآتُ
و مر خداى راست راندن كشتيهاى نورونده و حفص بفتح شين خواند يعنى نوبه رفتن آورده شده
فِي الْبَحْرِ
در دريا
كَالْأَعْلامِ
مانند كوهها در بلندى و بزرگى و آفريدن كشتى و روان كردن آن در دريا جهت انتفاع بندگانست از قطع مسافت بسيار در زمان اندك و وقوع تجارات و معاملات و اين نعمتها عظيم است
فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما
پس بكدام از نعمتهاى پروردگار خويش
تُكَذِّبانِ
منكر مىشويد
كُلُّ مَنْ عَلَيْها
هر كس كه بر زمين است از ذوى الروح
فانٍ
هالك‌اند يعنى سر انجام فانى شوند
وَ يَبْقى
و باقى ماند
وَجْهُ رَبِّكَ
ذات پروردگار تو
ذُو الْجَلالِ
خداوند بزرگى و عظمت
وَ الْإِكْرامِ
و خداوند گرامى ساختن بفضل عام و كرم تا دم هرك را مستحق آن باشد
فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما
پس بكدام از نعمتهاى آفريدگار شما كه شما را خبر داد از فناى شما تا آماده شويد و كار بسازيد مر آن را و آگاه كرد از بقاى خود تا رجوع به حضرت او كنيد و بر غير او اعتماد ننمائيد
تُكَذِّبانِ
تكذيب مىكنيد
يَسْئَلُهُ
مىخواهند او را يعنى مىطلبند از وى
مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
هر كه در آسمانها و زمينهاست حاجتهاى خود را چه همه بد و محتاجند در ذات و صفات خود
كُلَّ يَوْمٍ
هر وقت
هُوَ فِي شَأْنٍ
او در ساختن و پرداختن كاريست داعى را دعا اجابت كند و سائل را عطا دهد و درمانده را نجات بخشد و غمگين را شادان گرداند و بيمار را صحيح سازد و قومى را بر توبه دارد و گروهى را بيامرزد .