سورة الرّحمن
مدنية و هى ثمان و سبعون آية
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
- چون حضرت پيغمبر صلى اللّه عليه و سلّم كافران را از اسم رحمن خبر داد گفتند ما رحمن را نمىشناسيم اين سوره نازل شده و گفتهاند كه اهل مكّه طعنه مىزدند كه فلان و فلان قرآن را بمحمد ص مىآموزند اين سوره آمد كه
الرَّحْمنُ
خداوند بسيار بخشائش كه رحمت او همه چيز را فرا رسيده
عَلَّمَ الْقُرْآنَ
بياموخته است قرآن مر حبيب ص خود را نه جبر و بسيار يعنى آسان گردانيد مر او را آموختن و ديگران را آموزانيدن
خَلَقَ الْإِنْسانَ
بيافريد خدا جنس آدميان را
عَلَّمَهُ الْبَيانَ
بياموخت ايشان را روشن كردن ما فى الضمير بنطق و كتابت يا خلق كرد آدم ع را و علم اسماء به دو آموخت يا بوجود آورد محمد ص را و بياموزانيد وى را بيان آنچه بود و هست و باشد چنانچه مضمون فعلمت علم الاوّلين و الآخرين ازين معنى خبر مىدهد
الشَّمْسُ
آفتاب
وَ الْقَمَرُ
و ماه مىروند -
بِحُسْبانٍ
به حسابى معلوم يعنى بر وجهى كه حق سبحانه و تعالى مقرر فرموده مسير ايشان را در بروج و منازل و بدان فصول و اوقات شناخته مىشود
وَ النَّجْمُ
و گياهى كه برويد و آن را ساق نباشد يعنى بر روى زمين منبسط شود چون بعضى از بقول
وَ الشَّجَرُ
و گياهى كه آن را ساقى باشد و بر آن قائم بود يعنى درخت
يَسْجُدانِ
فرمان مىبرند خداى را بطبع و طوع چون فرمانبردارى ساجدان از اهل تكليف يا سجود ايشان بسا به ايشان است و گفتهاند ما را بسجود ايشان وقوف نيست چنانچه بر تسبيح ايشان كما قال اللّه تعالى و لكن لا تفقهون تسبيحهم
وَ السَّماءَ رَفَعَها
و برداشت رحمن آسمان را بالاى زمين بپانصدساله راه
وَ وَضَعَ الْمِيزانَ
و بيافريد يا منزل گردانيد ترازوى را يا الهام داد خلق را به كيفيت اتخاذ آن
أَلَّا تَطْغَوْا
براى آنكه از حد در نگذريد
فِي الْمِيزانِ
در ترازو بوقت داد و ستد يعنى از عدل تجاوز نكنيد و به راستى معامله نمائيد
وَ أَقِيمُوا الْوَزْنَ
و بهپاى داريد سنجيدن را
بِالْقِسْطِ
بعدل يعنى زبان ترازو را راست داريد
وَ لا تُخْسِرُوا الْمِيزانَ
و كم مكنيد ميزان را يعنى كم منمائيد در وزن وقت داد و ستد اين همه تاكيد اهل ترازو را به جهت آنست كه بوقت وضع ميزان روز قيامت شرمنده نشوند نظم
هر جو و هر حبه كه بازوى تو * كم كند از كيل و ترازوى تو
هست يكايك همه بر جاى خويش * روز جزا جمله بيارند پيش
با تو نمايند نهانيت را * كم دهى و بيشستانيت را
وَ الْأَرْضَ وَضَعَها
و زمين را بگسترد يا بنهاد بر سطح آب
لِلْأَنامِ
براى آدميان تا برو قرار گيرند
فِيها
در زمين
فاكِهَةٌ
انواع ميوه است
وَ النَّخْلُ
و خرمابنان
ذاتُ الْأَكْمامِ
خداوندان غلاف يعنى اوعيه خرما چه خرما مادامىكه منشق نشده در غلاف باشد و تخصيص خرما از فواكه بذكر به جهت تفضيل اوست و مشابهتى كه با انسان دارد چنانچه در جواهر التفسير مبين شده .