تخطي إلى المحتوى الرئيسي

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى ) — صفحة 1198

مساهمون:

ص١١٩٨
يَوْمَ يُسْحَبُونَ
روز كه كشيده شوند
فِي النَّارِ
در آتش دوزخ
عَلى وُجُوهِهِمْ
بر رويهاى خويش يعنى ايشان را بر روى ايشان مىكشند و به دوزخ مىافگنند و مىگويند
ذُوقُوا
بچشيد
مَسَّ سَقَرَ
سودن دوزخ يعنى حرارت آتش و الم آن را
إِنَّا كُلَّ شَيْءٍ خَلَقْناهُ
به درستى كه ما همه چيز را آفريده‌ايم
بِقَدَرٍ
به اندازه مقرر ، مرتب بر مقتضاى حكمت يا هر چه آفريده‌ايم مقدر است و مكتوب در لوح محفوظ و حكم ازلى قبل از وقوع بدان پيوسته لا جرم از صفت تغيير و سمت تبديل دورست شعر
قضى اللّه امر او جفّ القلم * فما شاء يوجد و ما لا فلم
بيت
سر بر خط لوح ازلى دارد خموش * كز هر چه قلم رفت قلم در نكشد
وَ ما أَمْرُنا
و نيست فرمودن ما هر چيزى را كه تكوين آن خواهيم
إِلَّا واحِدَةٌ
مگر كلمه واحده كه آن كن است يا نيست امر ما بقيام قيامت مگر يك فعل
كَلَمْحٍ بِالْبَصَرِ
چون نگريستن به چشم در سرعت و سهولت يعنى اگر خواهيم قيامت را به يك‌چشم زدن بياريم
وَ لَقَدْ أَهْلَكْنا
و به درستى كه ما هلاك كرديم
أَشْياعَكُمْ
اشباه و امثال شما را از كافران در زمانهاى گذشته چنانچه درين سوره شنيديد
فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ
پس هست هيچ پندگيرنده كه از حال ايشان عبرت بردارد
وَ كُلُّ شَيْءٍ فَعَلُوهُ
و هر چيزى كه كرده‌اند كفار گذشته
فِي الزُّبُرِ
مكتوب است در لوح محفوظ زبر كتابها را گويند و لوح را زبر گفت باعتبار آنكه اصل همه كتابها آنست يا همه افعال ايشان نوشته است در نامهاى ايشان كه بدست حفظه است
وَ كُلُّ صَغِيرٍ وَ كَبِيرٍ
و هر خردى و بزرگى از اقوال و افعالى كه از اوّلين و آخرين صادر شده و خواهد شد
مُسْتَطَرٌ
نوشته شده است و بر آن پاداش خواهند يافت
إِنَّ الْمُتَّقِينَ
به درستى كه پرهيزگاران و ترسكاران
فِي جَنَّاتٍ
در بوستانهااند روز قيامت
وَ نَهَرٍ
و در جويها و چشمها يعنى بوستانها مشتمل بر انهار و بقول بعضى نهر بمعنى روشنى و گشادگى است يعنى اهل تقوى در بهشتها باشند در غايت وسعت و ضيا بخلاف كفار كه در ضيق و ظلمت گذراننده و ديگر متقيان باشند
فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ
در مكانى پسنديده كه درو نه لغو باشد و نه اثم از امام جعفر صادق رضى اللّه عنه منقول است كه حق سبحانه آن مكان را بصدق وصف كرد پس نه‌نشينند در وى مگر اهل صدق سلمى رح فرموده كه آن مكانى است كه حق تعالى راست گرداند در آن وعده خود كه با اوليا كرده و دوستان در ان مقام باشند
عِنْدَ مَلِيكٍ
نزديك بادشاهى
مُقْتَدِرٍ
توانا بر همه چيز صاحب بحر الحقائق فرموده كه مقعد صدق مقام وحدت قربت است كه در مرتبه عنديت متحقق شود و كشف الاسرار آورده كه كلمه عند رقم تقريب و تخصيص دارد يعنى اهل قرب فردا در آن سراى بدان اختصاص خواهند داشت و حضرت پيغمبر صلى اللّه عليه و سلّم امروز درين سراى مخصوص بدان بوده كه ابيت عند ربى يطعمنى و يسقينى و چون رتبتى كه فردا خواص بدان نازند امروز پايه ادناى وى بوده پس از رتبه اعلاى فرداى او كه نشان تواند داد نظم
اى محرم سر لايزالى * مرآة جمال ذىالجلالى مهمان ابيت عند ربى * صاحب دل لا ينام قلبى از قربت حضرت الهى * هستى به مثابه كه خواهى قربى كه عبارتش نسنجد * در حوصله خرد نگنجد گم‌گشته بود عبارت آنجا * بلكه نرسد اشارت آنجا .