تخطي إلى المحتوى الرئيسي

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى ) — صفحة 1196

مساهمون:

ص١١٩٦
فَنادَوْا
پس بخواندند قوم ثمود
صاحِبَهُمْ
يار خود را كه قدار بن سالف بود براى عقر ناقه
فَتَعاطى
پس بگرفت شمشير خود را و بر سر راه ناقه در كمين نشست
فَعَقَرَ
پس پى كرد ناقه را محرك عقر ناقه دو زن بودند عنيزه و صدوق و سبب آن بعضى سابقا مذكور شده در سوره هود صدوق ابن عم خود مصدع بن مهزج را بوصال خود وعده داد و عنيزه يكى از دختران خود را نامزد قدار بن سالف كرد و هر دو بر راه گذر ناقه كمين كردند و چون ناقه از آب بازگشت اوّل به مصدع رسيد و او تيرى بيفگند كه پاىهاى ناقه را بر هم دوخت قدار نيز از كمين‌گاه بيرون آمد و به شمشير ناقه را پى كرد و چون از پاى درآمد او را قطعه قطعه كردند و ميان قوم منقسم ساختند و بچه او به كوه صنوبر برآمده سه بانگ كرد و از آنجا به آسمان رفت و گويند او نيز كشته شده بعد از سه روز عذاب به قوم ثمود نازل گشت
فَكَيْفَ كانَ
پس چگونه بود
عَذابِي
عذاب من مر قوم ثمود را
وَ نُذُرِ
و بيم كردن من به رسالت صالح عليه السلام
إِنَّا أَرْسَلْنا
به درستى كه ما فرستاديم
عَلَيْهِمْ
بر ايشان
صَيْحَةً واحِدَةً
فريادى يگانه يعنى يك صيحه جبرئيل عليه السلام
فَكانُوا
پس گشتند از هول آن آواز
كَهَشِيمِ الْمُحْتَظِرِ
مانند گيا درهم شكسته كه سازنده جاى گوسفندان آن را بر هم نهاده باشد و ريزه‌ريزه شده
وَ لَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ
و به درستى كه ما آسان ساختيم قرآن را
لِلذِّكْرِ
براى ياد گرفتن تا به سهولت حفظ مىكنند
فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ
پس هيچ يادكننده هست آن را
كَذَّبَتْ قَوْمُ لُوطٍ
تكذيب كردند قوم لوط ع مر او را
بِالنُّذُرِ
به بيم كردن و پند دادن وى مر ايشان را
إِنَّا أَرْسَلْنا عَلَيْهِمْ
و به درستى كه فرستاديم ما بر ايشان
حاصِباً
بادى يا ابرى سنگ بارنده و همه را هلاك كرديم
إِلَّا آلَ لُوطٍ
مگر لوط عليه السلام و دختران وى را
نَجَّيْناهُمْ
برهانيديم ايشان را از عذاب
بِسَحَرٍ
بسحرى كه عذاب واقع مىشد
نِعْمَةً مِنْ عِنْدِنا
به انعامى از نزديك ما
كَذلِكَ
همچنين كه انعام كرديم بر لوط عليه السلام بنات او
نَجْزِي
پاداش مىدهم بنعمت و رحمت
مَنْ شَكَرَ
هر كه سپاس دارد نعمت ما را كه ارسال رسل و انزال كتب است و بدان ايمان آرد
وَ لَقَدْ أَنْذَرَهُمْ
و به درستى كه ترسانيده بود لوط عليه السلام قوم خود را
بَطْشَتَنا
از گرفتن ما به عذاب و هلاك
فَتَمارَوْا
پس شك آوردند
بِالنُّذُرِ
به آن بيم كردن و ستيزه آغاز نهادند
وَ لَقَدْ راوَدُوهُ
و به درستى كه طلبيدند لوط ع را
عَنْ ضَيْفِهِ
از مهمانان وى كه ملائكه بودند يعنى گفتند ايشان را بما تسليم كن و لوط على نبينا و عليه السلام از ان ابا مىكرد و ايشان را پند مىداد ايشان در خانه شكسته درآمدند
فَطَمَسْنا
پس محو كرديم
أَعْيُنَهُمْ
چشمهاى ايشان را يا روى ايشان هموار كرديم و در خبرست كه جبرئيل عليه السلام پر خود را بر ديده‌هاى ايشان ماليد همه كور شدند و گفتيم مر ايشان را به زبان ملائكه
فَذُوقُوا
پس بچشيد
عَذابِي
عقوبت مرا
وَ نُذُرِ
و آنچه بيم مىكرد لوط ع مر شما را به آن .