تَنْزِعُ النَّاسَ
بركند و از جا برد آن باد مردمان را
كَأَنَّهُمْ أَعْجازُ نَخْلٍ مُنْقَعِرٍ
گويا كه ايشان تنههاى درخت خرمااند بركنده شده از بيخ و بر زمين افتاده اين خود عذاب دنيا بود
فَكَيْفَ كانَ
پس چگونه باشد
عَذابِي
عذاب من در آخرت
وَ نُذُرِ
و وعيدى كه ايشان را بدان بيم كردهام
وَ لَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ
به درستى كه ما آسان ساختهايم قرآن را كه به زبان عرب فرستادهايم
لِلذِّكْرِ
از براى پند گرفتن
فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ
پس آيا هيچ پندگيرنده هست
كَذَّبَتْ ثَمُودُ
تكذيب كردند قوم ثمود صالح عليه السلام را
بِالنُّذُرِ
به بيم كردن و پند دادن پيغمبر ايشان مر ايشان را
فَقالُوا
پس گفتند
أَ بَشَراً مِنَّا
آيا آدمى را از جنس ما
واحِداً
يگانه و يكتا كه هيچ تيغ و حشم ندارد
نَتَّبِعُهُ
پيروى كنيم ما ؟ او را هيچ فضلى نيست بر ما
إِنَّا إِذاً
به درستى كه ما آن هنگام كه متابعت او كنيم باشيم
لَفِي ضَلالٍ
در گمراهى
وَ سُعُرٍ
و در جنون
أَ أُلْقِيَ
آيا القا كردهاند
الذِّكْرُ عَلَيْهِ
وحى را بر وى
مِنْ بَيْنِنا
از ميان قوم ما يعنى از قوم ثمود او را بنزول وحى اختصاص دادهاند
بَلْ هُوَ
نه چنين است بلكه او
كَذَّابٌ
دروغگوئى است
أَشِرٌ
خودپسند و ستيزنده مىخواهد كه بر ما ترفع كند حق سبحانه فرمود كه
سَيَعْلَمُونَ غَداً
زود باشد كه بدانند فردا كه عذاب بديشان فرود آيد يا روز قيامت معلوم كنند كه
مَنِ الْكَذَّابُ الْأَشِرُ
كيست دروغگوئى يا ستيزنده چون قوم ثمود تكذيب كردند صالح عليه السلام را و معجزه طلبيدند كه از سنگ ناقه بيرون آر
إِنَّا مُرْسِلُوا النَّاقَةِ
به درستى كه ما بيرونآرنده ناقه بوديم
فِتْنَةً لَهُمْ
براى امتحان مر ايشان را تا خلق بدانند كه سبب عذاب ايشان چه بود و صالح عليه السلام را گفتيم
فَارْتَقِبْهُمْ
نگاهبان ايشان باش و ببين كه با ناقه چه مىكنند
وَ اصْطَبِرْ
و شكيبائى ورز به آزار قوم
وَ نَبِّئْهُمْ
و آگاه گردان ايشان را
أَنَّ الْماءَ
بهآنكه آب چاه
قِسْمَةٌ بَيْنَهُمْ
بخش كرده شده است ميان ايشان و ناقه روزى از آن ايشان و انعام ايشان و روزى خاص از آن ناقه
كُلُّ شِرْبٍ
هر نصيبى از ان آب
مُحْتَضَرٌ
حاضر گردانيده شد است مر صاحب او را يعنى حاضر شود صاحب او در نوبت خود و بهره آب بردارد .