تخطي إلى المحتوى الرئيسي

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى ) — صفحة 1190

مساهمون:

ص١١٩٠
مِنَ الْأَرْضِ
از زمين يعنى چون از خاك پدر شما را آفريد و دانست اقوال و احوال و افعال شما را
وَ إِذْ أَنْتُمْ
و آن وقت كه شما
أَجِنَّةٌ
خردان بوديد
فِي بُطُونِ أُمَّهاتِكُمْ
در شكمهاى مادران خود عالم بود به كيفيت امور شما
فَلا تُزَكُّوا
پس ستايش مكنيد
أَنْفُسَكُمْ
نفسهاى خود را به بىگناهى و بسيارى خير و خوبى اوصاف در لباب آورده كه هرگاه كودكى از يهود به مردى گفتندى كه او صديق است حضرت رسول اللّه صلى اللّه عليه و سلّم شنيده فرمود كه يهود دروغ مىگويند هيچ مولودى نيست در شكم مادر الا كه او يا شقى است يا سعيد و اين آيت نازل شد كه او داناتر است باحوال شما در مبدأ خلقت و وقتى كه كودك خردك بود در شكم مادر بوديد پس خود را مستائيد و قولى آن است كه بعضى مردم گفتندى نماز ما روزه ما و حج ما آيت آمد كه ستايش مكنيد خود را
هُوَ أَعْلَمُ
او داناترست
بِمَنِ اتَّقى
به كسى كه تقوى ورزد و در عمل خود مخلص بود آورده‌اند كه وليد بن مغيره در پى حضرت رسالت‌پناه عليه الصلاة و السلام مىرفت و استماع كلام وى مىنمود مشركان وى را سرزنش كردند كه دين پدران را مىگذارى و ايشان را به ضلالت نسبت مىدهى جواب داد كه چه كنم از عذاب خداى مىترسم يكى از كفّار گفت اين مقدار مال به من بده اگر عذاب متوجه تو شود من بردارم وليد شرط كرد و بعضى از ان مال بداد و به باقى بخل كرد و اين آيت آمد
أَ فَرَأَيْتَ الَّذِي تَوَلَّى
آيا ديدى آن كسى را كه از پيروى حق روى بگردانيد
وَ أَعْطى قَلِيلًا
و بداد اندكى از مال خود از براى رشوت تحمل عذاب ازو
وَ أَكْدى
و بازداشت باقى را پس جهل و بخل با يكديگر جمع كرد
أَ عِنْدَهُ
آيا نزديك اوست
عِلْمُ الْغَيْبِ
دانش چيزهاى پوشيده
فَهُوَ يَرى
پس او مىبيند يعنى مىداند كه صاحب او عذاب او برخواهد داشت
أَمْ لَمْ يُنَبَّأْ بِما فِي صُحُفِ مُوسى
آيا خبر كرده نشد به‌آنچه در صحيفه‌هاى موسى است عليه السلام يعنى توريت
وَ إِبْراهِيمَ الَّذِي وَفَّى
و در صحف ابراهيم عليه السلام آن كه وفا كرد در تسليم نفس و روح و مال و ولد به خداى يا وفا كرد به فطرت اسلام كه ده چيز هست معنى آيت اين است كه آيا وليد پليد خبر ندارد به‌آنچه در صحف ابراهيم ع و موسى ع است عليهما السلام و آن كدام است
أَلَّا تَزِرُ
آنكه برندارد
وازِرَةٌ
نفسى بردارنده
وِزْرَ أُخْرى
بار گناه نفسى ديگر را پس او چگونه بار خود با ديگرى حواله مىكند
وَ أَنْ لَيْسَ
و ديگر آنكه نيست
لِلْإِنْسانِ
مر آدمى را
إِلَّا ما سَعى
مگر آنچه سعى كند يعنى چنانچه كسى را به گناه ديگرى نمىگيرند به ثواب ديگرى مثاب نمىگردانند در تبيان گفته كه اين آيت منسوخ است چه در سوره طور مذكور شد كه ابنا را بصلاح آباد رفعت درجه كرامت مىكنند
وَ أَنَّ سَعْيَهُ
و آنكه سعى خود را يعنى عملى كه در ان سعى نموده باشد
سَوْفَ يُرى
زود باشد كه ببينند در ميزان عدل در روز قيامت
ثُمَّ يُجْزاهُ
پس پاداش دهند مر او را
الْجَزاءَ الْأَوْفى
پاداش تمام ان خيرا فخير و ان شرا فشر .