إِنَّ الْمُتَّقِينَ
به درستى كه پرهيزگاران از كفر و شرك
فِي جَنَّاتٍ
در بوستانهااند و چه بوستانها
وَ نَعِيمٍ
و در نعمتهااند و چه نعمتها
فاكِهِينَ
شادمان و لذّتيابندگان
بِما آتاهُمْ
بهآنچه عطا كرده است ايشان را
رَبُّهُمْ
آفريدگار ايشان از كرامتهاى جاودانى
وَ وَقاهُمْ
و بهآنچه نگاه داشته است ايشان را
رَبُّهُمْ
آفريدگار ايشان
عَذابَ الْجَحِيمِ
از عذاب دوزخ و خزنه بهشت پيوسته ايشان را مىگويند
كُلُوا
بخوريد از طعامهاى بهشت
وَ اشْرَبُوا
و بياشاميد از شرابهاى وى خوردنى و آشاميدنى
هَنِيئاً
گوارنده بىتخمه و تنغيص طبع و اين پاداش است مر شما را
بِما كُنْتُمْ
بسبب آنچه بوديد كه در دنيا
تَعْمَلُونَ
عمل مىكرديد امام زاهد فرموده كه هر چند وعده به كردار بنده است اما اصل فضل اوست و اگرنه پيدا است كه مزد كار ما چه خواهد بود نظم
ندارد فعل من آن زور بازو * كه با فضل تو گردد هم ترازو
بفضل خويش و لطفت شو مرا يار * بعدل خود مكن با فعل من كار
مُتَّكِئِينَ
تكيهزنندگان يعنى متقيان در بهشت تكيهزده باشند
عَلى سُرُرٍ مَصْفُوفَةٍ
بر تختهاى بافته بزر يا بعضى به بعضى پيوسته
وَ زَوَّجْناهُمْ
و جفت گردانيديم ايشان را
بِحُورٍ عِينٍ
به زنان سفيد روى گشاده چشم
وَ الَّذِينَ آمَنُوا
و آنان كه گرويدهاند به خدا و رسول ص
وَ اتَّبَعَتْهُمْ
و از پى درآمدهاند ايشان را
ذُرِّيَّتُهُمْ
فرزندان ايشان
بِإِيمانٍ
در ايمان و با ايمان ذرية در روز ميثاق
أَلْحَقْنا بِهِمْ
در رسانيم بديشان
ذُرِّيَّتُهُمْ
فرزندان ايشان را در دخول بهشت يا در وصول بدرجات ايشان يعنى اگر درجات آبا بلند باشد درجه ذرّيت را نيز مانند آن بلند گردانيم تا چشم پدران بدان روشن گردد
وَ ما أَلَتْناهُمْ
و ما كم نكنيم پدران را بسبب اين الحاق
مِنْ عَمَلِهِمْ
از ثواب كردار ايشان
مِنْ شَيْءٍ
هيچ چيزى يعنى فرزندان را به درجه آبا رسانيم بىآنكه نقصان به ثواب ايشان رسد بلكه بفضل و كرم خود اولاد را رفعت درجه ارزانى داريم شيخ الاسلام حسين مروزى از استاد خود خواجه احمد بن على سرخسى رح نقل مىكند كه ايمان و عمل مر بهشت را و درجات بهشت را علّت نيست وعده بهشت و درجات وى جز بر ايمان و عمل نيست و وعده ايمان و عمل جز بر فضل لم يزل نيست بيت
در فضل خدا بند دل خويش مدام * تا فضل نباشد نشود كار تمام
كُلُّ امْرِئٍ
هر مردى عاقل و بالغ مكلّف
بِما كَسَبَ
بهآنچه كرده باشد
رَهِينٌ
در گرو است روز قيامت يعنى وابسته است به پاداش كردار خود است و به عمل ديگرى مؤاخذ نيست و زن مكلّفه نيز همين حكم دارد
وَ أَمْدَدْناهُمْ بِفاكِهَةٍ
و مىافزائيم مر متقيان را يعنى زياده بر آنچه داديم ايشان را مىدهيم ميوه از هر نوع كه خواهند
وَ لَحْمٍ مِمَّا يَشْتَهُونَ
و گوشت از آنچه آرزو برند .