تخطي إلى المحتوى الرئيسي

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى ) — صفحة 1177

مساهمون:

ص١١٧٧
وَ فِي عادٍ
و در هلاك قوم عاد نيز پندى و عبرتى است مر اهل اعتبار را
إِذْ أَرْسَلْنا
چون فرستاديم
عَلَيْهِمُ الرِّيحَ الْعَقِيمَ
بر ايشان بادى بىنفع و بىخير را يعنى بادى كه آبستن نكند درخت را و برندارد ابر را
ما تَذَرُ
نگذاشت آن باد
مِنْ شَيْءٍ أَتَتْ
هيچ چيزى را كه بگذشت
عَلَيْهِ
بر آن
إِلَّا جَعَلَتْهُ
مگر كه گردانيد آن چيز را
كَالرَّمِيمِ
مثل گياه خشك شده يا استخوان كهنه ريزيده
وَ فِي ثَمُودَ
و در قصّه قوم ثمود نيز آيتى است مر خايفان را
إِذْ قِيلَ لَهُمْ
چون گفته شد مر ايشان را بعد از تكذيب صالح عليه السلام و عقر ناقه كه شما
تَمَتَّعُوا
برخوريد از زندگانى خود و نفع گيريد از عمر
حَتَّى حِينٍ
هنگام عذاب كه بعد از گذشتن سه روز خواهد بود
فَعَتَوْا
پس سركشيدند
عَنْ أَمْرِ رَبِّهِمْ
از فرمان آفريدگار خود و بتدارك حال مشغول نگشتند
فَأَخَذَتْهُمُ الصَّاعِقَةُ
پس بگرفت ايشان را عذاب هلاك‌كننده بعد از سه روز
وَ هُمْ يَنْظُرُونَ
و حال آنكه ايشان انتظار مىبردند و مراد از عذاب صيحه جبرئيل ع است چنان كه غير از مرة گذشت
فَمَا اسْتَطاعُوا
پس نتوانستند
مِنْ قِيامٍ
از برخاستن كنايت است از عجز ايشان يعنى قادر نبودند بر قيام كه برخيزند و از عذاب بگريزند يا طاقت آن نداشتند كه قيام نماينده باصلاح مهم خود و در دفع عذاب بكوشند
وَ ما كانُوا مُنْتَصِرِينَ
و نبودند انتقام‌كشندگان از ما يا يارىدهندگان مر يكديگر را در منع عذاب
وَ قَوْمَ نُوحٍ
و هلاك كرديم قوم نوح عليه السلام را
مِنْ قَبْلُ
پيش از قوم عاد و ثمود
إِنَّهُمْ كانُوا
به درستى كه ايشان بودند
قَوْماً فاسِقِينَ
گروهى بيرون‌رفتگان از دائره استقامت بسبب كفر و عصيان
وَ السَّماءَ بَنَيْناها
و آسمان را بنا كرديم
بِأَيْدٍ
بقوّت الوهيّت و گفته‌اند بقوّتى كه بر آفرينش آن داشتيم
وَ إِنَّا لَمُوسِعُونَ
و ما توانائيم بر بناى آن يا گشاده‌كننده‌ايم روزى را بر بندگان چنانچه گشاده ساخته‌ايم آسمان را
وَ الْأَرْضَ فَرَشْناها
و بگسترديم زمين را
فَنِعْمَ الْماهِدُونَ
پس نيك گستراننده‌ايم ما
وَ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ
و از هر جنسى از اجناس موجودات
خَلَقْنا زَوْجَيْنِ
بيافريديم دو نوع كه يكى مزدوج ديگريست يا بحسب شكل چون مرد و زن يا بحسب تضاد چون نور و ظلمت يا بسبب تعاقب چون ليل و نهار يا بطريق مخالفت چون رطب و يابس و همچنين قياس بايد كرد كه سما و ارض و سهل و جبل و بر و بحر و كفر و ايمان و شقاوت و سعادت و شتا و صيف و جن و انس و از صفات چون حلم و قهر و جبن و شجاعت و جود و بخل و مانند آنست حق و باطل و حلو و مر و سقم و صحت و غنا و فقر و ضحك و بكا و فرح و غم و موت و حيات و هلمّ جرّا
لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ
باشد كه شما پندپذير شويد و دانيد كه وحدانيت و فردانيت صفت من است زيرا كه تعداد از خواص ممكنات است و من واجب بالذات ام و واجب قابل تعداد و انقسام نيست نظم
ذاتش از قسمت و تعدد پاك * وحدت او مقدس از اشراك از عدد دم مزن كه او فرد است * كى عدد بهر فرد در خور راست احد است و شما ازو معزول * صمد است و نياز ازو مخذول .
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى ) — صفحة 1177 | كتاب الله تبارك وتعالى / سيد محمد رضا جلالى نائين / شاه ولى الله محدث دهلوى / ملا حسين واعظ الكاشفى