قالَ فَما خَطْبُكُمْ
گفت پس چيست كار بزرگ شما
أَيُّهَا الْمُرْسَلُونَ
اى فرستادهشدگان
قالُوا
گفتند
إِنَّا أُرْسِلْنا
به درستى كه ما فرستاده شدهايم
إِلى قَوْمٍ مُجْرِمِينَ
بسوى گروهى گنهكاران يعنى كافران چه سر همه گناهان كفر است و ما آمدهايم
لِنُرْسِلَ
تا بفرستيم
عَلَيْهِمْ
بر ايشان يعنى بعد از هلاك ايشان و زير و زبر كردن ايشان
حِجارَةً مِنْ طِينٍ
سنگى از گل يعنى خاكى سنگ شده بپختن مانند آجر
مُسَوَّمَةً
نشان كرده شده
عِنْدَ رَبِّكَ
نزديك پروردگار تو
لِلْمُسْرِفِينَ
براى از حد بيرونروندگان در كفر و فجور آوردهاند كه آن سنگها معلم بود بخطوط سياه و سفيد يا نام هر كس به سنگى نوشته بود كه بدان هلاك شود و اين سنگها بر ايشان باريده شد بعد از هلاك ايشان و اصح آنست كه آن سنگها بر جمعى فرود آمده ازيشان كه در ان شهر نبودند و نه بدان سنگباران هلاك شدند و چون ابراهيم عليه السلام معلوم فرمود كه به مؤتفكه مىروند بهلاك كردن قوم لوط عليه السلام و دل مباركش به جهت برادرزاده يعنى لوط عليه السلام متألم شد كه آيا حال او در ان بلا چگونه گذرد ملائكه گفتند غم مخور كه لوط عليه السلام و دختران او نجات خواهند يافت
فَأَخْرَجْنا
پس ما بيرون خواهيم آورد
مَنْ كانَ فِيها
هر كه باشد در ديههاى مؤتفكه
مِنَ الْمُؤْمِنِينَ
از گرويدگان
فَما وَجَدْنا
پس نخواهيم يافت
فِيها
دران قرى
غَيْرَ بَيْتٍ مِنَ الْمُسْلِمِينَ
غير يك خانه از مسلمانان كه لوط عليه السلام است و دختران او و گفتهاند يك كس از ان قوم بلوط عليه السلام ايمان آورده بود در مدت بيست سال
وَ تَرَكْنا
و بگذاشتيم
فِيها
دران ديها
آيَةً
علامتى از عذاب
لِلَّذِينَ
براى عبرت آنان كه
يَخافُونَ الْعَذابَ الْأَلِيمَ
بترسند از عذاب دردناك و آن علامت آبهاى سياه و تقليب ديار قوم لوط ع است
وَ فِي مُوسى
و در قصّه موسى عليه السلام نيز آيتى است مر ترسندگان را
إِذْ أَرْسَلْناهُ
چون فرستاديم او را
إِلى فِرْعَوْنَ
بسوى فرعون
بِسُلْطانٍ مُبِينٍ
بحجتى روشن چون يد بيضا و عصا
فَتَوَلَّى
پس برگشت فرعون
بِرُكْنِهِ
به قوت خود يعنى بسبب آنچه متقوى بود به آن از خزانه و لشكر و اعراض كرد از ايمان
وَ قالَ ساحِرٌ
و گفت موسى ع جادو است به چشمبندى مردم را خوارق عادت مىنمايد
أَوْ مَجْنُونٌ
يا ديوانه است كه عاقبت كار خود نه مىانديشد محققان گفتهاند طعن وى بر موسى عليه السلام دليل كمال جهل او است چه او را به دو چيز متضاد طعن كرد چه مقرر است كه سحر را عقلى تمام و ذهنى درّاك و حذاقتى در ان فن بايد و ديوانگى دليل زوال عقل است و كمال عقل و زوال آن ضدانند پس چون فرعون برگشت از موسى عليه السلام و برو طعنه زد و قوم وى بر آن متفق بودند
فَأَخَذْناهُ
پس گرفتيم او را بغضب خود
وَ جُنُودَهُ
و لشكر او را
فَنَبَذْناهُمْ
پس بيفگنديم ايشان را
فِي الْيَمِّ
در دريا يعنى غرق ساختيم
وَ هُوَ
و آن فرعون
مُلِيمٌ
مستحق ملامت بود يا ملامتكننده خود را كه چرا اعراض كردم از موسى عليه السلام و برو طعنه زدم و بدين سبب گفت آمنت انه لا إله الا الذى آمنت به بنو اسرائيل .