هذا
اينست
ما تُوعَدُونَ
آنچه وعده داده شده بوديد در دنيا و اين را آماده كردهايم
لِكُلِّ أَوَّابٍ
براى هر بازگردنده از شرك بتوحيد يا از معصيت به طاعت يا بازگشته از خلق به حق
حَفِيظٍ
نگاهدارنده حدود شرح يا رعايتكننده امر و نهى و گفتهاند نگاهدارنده نفس از معصيت يا محافظتكننده امر ربانى يا نگهبان انفاس و اوقات خود يعنى در نفسى از حق تعالى ذاهل و غافل نباشد نظم
اگر تو پاس دارى پاس انفاس * به سلطانى رسانندت ازين پاس
ترا يك پند بس در هر دو عالم * ز جانت برنيايد بىخدا دم
مَنْ خَشِيَ الرَّحْمنَ
هر كه ترسد از خداى
بِالْغَيْبِ
به پنهانى و پوشيدگى يعنى عمل خود را از خلق پنهان دارد و گفتهاند نهان و آشكارا يكى باشد
وَ جاءَ بِقَلْبٍ مُنِيبٍ
و بيارد دلى بازگشته به حق يعنى اقبالكننده به طاعت و سر باز زننده از متابعت نفس ، پس اين كس و امثال او را گويند
ادْخُلُوها
درآييد به بهشت
بِسَلامٍ
به ايمنى و سلامت يا تشريف يافته بسلام خداى و فرشتگان
ذلِكَ
اين روز
يَوْمُ الْخُلُودِ
روز بقاى جاودانى است يعنى درين روز مرگ نباشد
لَهُمْ
مر ايشان راست يعنى مر اهل بهشت را
ما يَشاؤُنَ
آنچه خواهند از انواع نعمتهاى و اصناف لذّتها
فِيها
در بهشت
وَ لَدَيْنا
و نزديك ما
مَزِيدٌ
زياده هست از آنچه مىخواهند و اكثر برآنند كه مراد از مزيد رويت است
وَ كَمْ أَهْلَكْنا
و بسا كسان كه هلاك كرديم
قَبْلَهُمْ
پيش از ايشان يعنى از قوم تو
مِنْ قَرْنٍ
از اهل قرن كه بحسب واقع
هُمْ أَشَدُّ مِنْهُمْ
ايشان سختتر بودند از كفّار مكّه
بَطْشاً
از روى قوّت چون قوم عاد و ثمود
فَنَقَّبُوا
پس راه بريدند
فِي الْبِلادِ
در شهرها يعنى رفتند به تجارت و سفرها كردند و مال و متاع بسيار بدست آوردند
هَلْ مِنْ مَحِيصٍ
هيچ بود مر ايشان را گريزگاهى از مرگ يا پناهى از قضاى خدا همين كه حكم فنا نازل شد هيچ دستگيرى ايشان نكرد
إِنَّ فِي ذلِكَ
به درستى كه در آنچه مذكور شد درين سوره
لَذِكْرى
هر آئينه پند گرفتن و ياد كردن است
لِمَنْ كانَ لَهُ قَلْبٌ
مر كسى را كه باشد مر او را دلى متفكّر در حقايق اخبار يا عقل بيداركننده از خواب غفلت ، سلمى رح از شبلى قدس سره نقل مىفرمايد كه موعظه قرآن را دلى مىبايد حاضر با خدا كه طرفة العينى غافل نشود
أَوْ أَلْقَى السَّمْعَ
يا كسى كه القاى سمع كند يعنى گوش فرا دارد و بشنود بطريق اعتبار
وَ هُوَ شَهِيدٌ
و او حاضر باشد بوقت استماع تا فهم معانى آن تواند كرد در لباب آورده كه صاحب قلب مؤمن عرب است و شهيد مؤمن اهل كتاب است كه گواهى دارد بر نعت محمد صلى اللّه عليه و سلّم و شيخ ابو سعيد خراز قدس سره فرموده كه القاى سمع بوقت شنيدن قرآن چنان مىبايد كه گويا از پيغمبر ص مىشنود پس در فهم بالاتر رود و چنان داند كه از جبرئيل عليه السلام استماع مىكند پس فهم را بلندتر برد و چنان داند كه از خداى مىشنود شيخ الاسلام قدس سره فرموده كه اين سخن تمام است و بر آن در قرآن گواهى هست و آن لفظ شهيد است چه شهيد آن را گويند كه حاضر باشد و از گوينده شنود نه از خيردهنده چه غائب خبر از مخبرى شنود و حاضر از متكلم و از امام جعفر صادق رحم اللّه عليه منقول است كه تكرار مىكردم قرآن را تا وقتى كه از متكلم او شنيدم .