تخطي إلى المحتوى الرئيسي

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى ) — صفحة 1169

مساهمون:

ص١١٦٩
إِذْ يَتَلَقَّى الْمُتَلَقِّيانِ
ياد كن چون فراگيرند دو فرشته فراگيرنده اقوال و افعال و اعمال مكلفان را و بنويسند
عَنِ الْيَمِينِ
از جانب راست همنشينى
وَ عَنِ الشِّمالِ قَعِيدٌ
و از جانب چپ همنشينى يعنى اين دو ملك موكل بر راست و چپ بنده نشسته نگهبان وى باشنده
ما يَلْفِظُ
بيرون نيفگند از دهن خود
مِنْ قَوْلٍ
هيچ سخنى يعنى متكلم نشود به چيزى
إِلَّا لَدَيْهِ
مگر نزديك او
رَقِيبٌ
نگهبانى بود
عَتِيدٌ
آماده كه فى الحال بنويسد و در لباب آورده كه در حكمت اولى مذكور است كه بر عجب مىدارم از پسر آدم كه دو ملك موكل بر دندانهاى پيش او نشسته‌اند زبان او قلم ايشان است و آب دهن او مداد ايشان پس چگونه در ما لا يعنى سخن گويد و حال آنكه مىگويد و ما لا يعنى بسيار مىگويد و در حديث آمده است كه من حسن اسلام المرء ترك ما لا يعنيه نظم
ابلهى از صرفه زر مىكنى * صرفه گفتار كن ار مىكنى مصلحت آنست زبانت زير كام * تيغ پسنديده بود در نيام
ملكين بدين نوع نگهبان بنده‌اند و بد و نيك او در قيد كتابت مىآرند كه ناگاه اجل برسد
وَ جاءَتْ سَكْرَةُ الْمَوْتِ
و بيامد بيهوشى مرگ
بِالْحَقِّ
بامر خداى كه درست و راست است گويند مر او را
ذلِكَ
اين مرگ است
ما كُنْتَ مِنْهُ تَحِيدُ
آنچه تو بودى كه از ان مىگريختى و مىترسيدى و او را مكروه داشتى
وَ نُفِخَ فِي الصُّورِ
و دميده شود در صور نوبت دوم و بدين نفخه مردگان زنده شد از قبرها برآيند ملائكه گويند
ذلِكَ
اين روزست
يَوْمُ الْوَعِيدِ
روز كه خلقان را بدان وعيد مىكردند يعنى مىترسانيدند
وَ جاءَتْ
و مىآيد در روز محشر به عرصه حشر
كُلُّ نَفْسٍ
هر كس
مَعَها سائِقٌ
با او راننده يعنى فرشته كه او را بموقف حساب مىراند
وَ شَهِيدٌ
و با او گواه كه بر اعمال نيك و بد او گواهى مىدهد و آن هم فرشته باشد يا جوارح او نه از سايق فرار ميسّر نه از پيش شاهد انكار متصوّر و بهر كس از حق تعالى خطاب مىرسد كه
لَقَدْ كُنْتَ
به درستى كه بودى تو در دنيا
فِي غَفْلَةٍ
در بىخبرى
مِنْ هذا
ازين روز
فَكَشَفْنا عَنْكَ
پس برداشتيم از ديده تو
غِطاءَكَ
پوشش جهل و غفلت ترا تا هر چه شنيده بودى معاينه بينى
فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ
پس ديده تو امروز بسبب كشف حجاب ازو
حَدِيدٌ
تيز است ، و گفته‌اند بينائى اينجا بمعنى دانائى است يعنى آنچه بر تو پوشيده بود از احوال بعث و حشر امروز به تو نموديم و بدان دانا شدى
وَ قالَ قَرِينُهُ
و گويد همنشين او يعنى ملكى كه برو موكل بود
هذا
اينست
ما لَدَيَّ
آنچه نزديك من بود
عَتِيدٌ
حاضرست يعنى دفتر اعمال او پس خطاب رسد به سايق و شهيد كه -